تعریف مدیریت مالی-صورت مالی-مبانی مالی در کسب و کار

مدیریت مالی و اهمیت آن + 4 صورت مالی اساسی

در این مقاله مطالعه می‌کنید:

 

وقتی افراد می خواهند کسب و کاری را شروع کنند یکی از پیچیده ترین و مهم ترین بخش ها بخش مالی هر کسب و کار است.بنابراین در این مقاله سعی کردیم با ارائه اطلاعات اولیه در مورد مبانی مالی به شما در آشنایی با این بخش پیچیده و مهم کمک کنیم. در ادامه مقاله مدیریت مالی و وظایف آن را تعریف می کنیم با وظایف مدیر مالی آشنا می شویم و  صورتهای اساسی مالی را توضیح خواهیم داد.

مستقل از اینکه سمت شما را در سازمان چیست؟ صاحب کسب و کار هستید یا خیر، آشنایی با مفاهیم مالی در انجام وظایف و مسئولیت های شغلی به شما کمک می کند.

تعریف مدیریت مالی:

برای اینکه مدیریت مالی را تعریف کنیم ابتدا باید با تفاوت مدیریت مالی و حسابداری آشنا شویم. حسابداری فرایند جمع آوری اطلاعات است که با ثبت و گزارشگری سر و کار دارد ولی مدیریت مالی فرایند مدیریت و تصمیم گیری در مورد مسائل مالی است.

مدیریت مالی مباحث مربوط به وظایف مدیران مالی در شرکتهای خصوصی و دولتی(موسسات انتفاعی و غیرانتفاعی به طور کلی) مانند بودجه بندی،پیش بینی های مالی،مدیریت وجوه نقد،مدیریت اعتبارات،تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری و غیره را شامل می شود.

مدیریت مالی عبارت است مدیریت بر منابع و مصارف سرمایه،به طوری که ثروت سهام داران به حداکثر برسد.

دلیل استفاده از عنوان افزایش ثروت به جای افزایش سود به سه نکته برمی گردد:

  • اگرچه از نظر کارفرمایان به واسطه حداکثر کردن درآمد و حداقل نمودن هزینه ها میزان سود ماکزیمم می شود،اما در مفهوم مربوط به سود کوتاه مدت و سودبلندمدت ابهام وجود دارد.
  • مبحث زمان و ارزش زمانی پول باید در نظر گرفته شود.
  • جنبه کیفی فعالیت ها باید در نظر گرفته شود.

به عنوان مثال سازمانی را در نظر بگیرید که افزایش حجم فروش در یک مقطع زمانی خاص را نسبت به کسب سود بالا در اولویت اهداف خود قرار داده باشد. چون تصمیم دارد در بازار نفوذ(رسوخ)کرده و جایگاه خود را در میان رقبا تثبیت نماید.بنابراین مفهوم حداکثرسازی ثروت،مفهوم جامع تری نسبت به حداکثر سازی سود دارد.

رشته مدیریت مالی-کتاب مدیریت مالی-بازار کار مدیریت مالی

مدیریت مالی به عنوان بخشی از مدیریت است که نمی توانند کاملا مستقل از سایر بخش ها باشد. مدیریت مالی با شاخه هایی مثل اقتصاد(Economic)،حسابداری(Accounting)،بازاریابی(Marketing)،تولید(Production) و روش های کمی (Quantitative Methods) ارتباط تنگاتنگی دارد، با این وجود تفاوت های کلیدی نیز بین آنها مشاهده می گردد.

مدیریت مالی از یک سو مدیریت بر منابعی است که شرکت به کار گرفته است، این منابع عبارتند از وجوهی که صاحبان سهام به صورت سرمایه در اختیار شرکت قرار داده اند یا وام ها و بدهی هایی که شرکت در اختیار دارد.

از سوی دیگر مدیریت بر مصارفی است که از محل این منابع مالی فراهم شده است و منابع سمت چپ ترازنامه را تشکیل می دهد. مصارف سمت راست ترازنامه شامل دارایی هایی مانند دارایی جاری،دارایی ثابت،سرمایه گذاری یا سایر دارایی هاست.

هدف مدیریت مالی چیست؟

هدف مدیریت مالی به حداکثر رساندن ثروت سهام داران است. ثروت سهامداران تحت تاثیر دو عامل قرار می گیرد، این دو عامل عبارتند از بازده و ریسک. هرچه بازده افزایش یابد ثروت سهام داران افزایش می یابد و هرچه ریسک کاهش یابد ثروت سهام داران افزایش خواهد یافت. در نتیجه تمام تصمیمات مالی تحت تاثیر دو عامل ریسک و بازده قرار می گیرند.

بازده ای که سهامداران از داشتن سهام به دست می آورند عبارتند از:

  • افزایش قیمت سهام که اصطلاحا سود سرمایه نامیده می شود.
  • دریافت سود و سایر مزایا

در مدیریت مالی این اهداف را باید مد نظر داشته باشیم:

  • تعیین اندازه شرکت ونرخ رشد آتی آن ،یعنی متناسب با فعالیتی که مورد نیاز است امکانات و دارایی ها را به کار بگیریم که بتواند ضمن ایجاد بازدهی متناسب با ریسک،رشد سودآوری را به همراه داشته باشد.
  • تعیین بهترین ترکیب دارایی ها، یعنی تعیین مقدار هر نوع دارایی در مجموعه مصارفی که شرکت در راستای عملیات خود به کار می گیرد.
  • تعیین بهترین منابع شرکت(ساختار سرمایه)،یعنی شرکتها از منابع مختلفی مانند سرمایه،سود،انباشته،سهام ممتاز و بدهی می توانند استفاده کنند،تعیین ترکیب و مقدار بهینه هر یک از اقلام مزبور.

مدیریت مالی-رشته مدیریت مالی-کتاب مدیریت مالی

وظایف مدیریت مالی:

مدیریت مالی برای اینکه بتواند به این اهداف دسترسی پیداکند این وظایف را به عهده دارد:

الف) تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری یا مدیریت مصارف:

تصمیم گری در مورد سرمایه گذاری،مربوط است به انتخاب دارایی هایی که می بایست توسط شرکت سرمایه گذاری شود. این دارایی ها را می توان به دو گروه عمده تقسیم نمود:

– دارایی های بلندمدتی که بازده آن بیش از یک دوره است.

– دارایی های کوتاه مدت یا جاری که معمولا طی یک سال به وجه نقد تبدیل می شود.

اولین گروه دارایی ها در ادبیات مالی به عنوان بودجه بندی سرمایه معروف می باشند. تصمیمات مالی که به دارایی های جاری یا کوتاه مدت اشاره دارد مدیریت سرمایه در گردش نامیده می شود که در ادامه مقاله این دومفهوم مهم را توضیح می دهیم.

ب) تصمیمات مربوط به تامین منابع مالی:

دومین تصمیم گیری اصلی در مدیریت مالی،تصمیمات مربوط به تامین مالی است.

تصمیم گیری سرمایه ای مربوط است به ترکیب دارایی های یک شرکت ولی تصمیمات مالی با ساختار سرمایه یا اهرم مالی ارتباط دارد.

واژه ساختار سرمایه به نسبت بدهی و سرمایه مربوط می شود.تصمیم گیری مالی یک شرکت به انتخاب نسبتی از منابع تامین مالی برای تامین نیازهای سرمایه گذاری مربوط می شود.

دو جنبه برای تصمیم گیری مالی وجود دارد. اولین جنبه تئوری ساختار سرمایه است که رابطه بین استفاده از بدهی و بازده سهامداران را نشان می دهد،استفاده از بدهی باعث افزایش بازده سهامداران و همچنین افزایش ریسک مالی می شود.

وجود یک تعادل مناسب بین بدهی و سرمایه ، ساختار سرمایه بهینه(Optimium Capital Structure)نامیده می شود.بنابراین یک بعد از تصمیم گیری مالی این است که آیا در شرکت ساختار سرمایه بهینه وجود دارد یا نه و اینکه این ساختار باید به چه ترکیبی باشد تا بازده سهامداران به حداکثر برسد؟

مبانی مالی-کتاب مبانی مالی اثر هاروارد بیزینس ریویو--دانلود کتاب مبانی مالی اثر نرگس شفیعی

دومین جنبه از تصمیم گیری مالی تعیین یک ساختار سرمایه مناسب می باشد که بتواند نشان دهنده واقعیت های خاص باشد. بنابراین تصمیم گیری مالی دو موضوع مرتبط به هم را پوشش می دهد:

– تئوری ساختار سرمایه

– تصمیمات مربوط به ساختار سرمایه

ج) تصمیمات مربوط به سیاست های تقسیم سود:

سومین حوزه تصمیم گیری در مدیریت مالی، تصمیمات مربوط به سیاست تقسیم سود است.تصمیم گیری در مورد سیاست تقسیم سود باید در ارتباط با تصمیمات مالی یک شرکت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در ارتباط با سودهای یک شرکت دو گزینه وجود دارد اینکه سودها بین سهامداران تقسیم شود و یا اینکه در شرکت باقی بماند.

این گونه تصمیمات عمدتا به تصمیمات مربوط به تقسیم سود و نسبت سود تقسیمی،یعنی نسبتی از سود خالص که باید بین سهامداران توزیع شود بستگی دارد. تصمیم نهایی در این مورد به ترجیح سهامداران و فرصت های سرمایه گذاری درون شرکت بستگی دارد.

 بودجه بندی سرمایه(Capital Budgeting):

بودجه بندی سرمایه مهم ترین تصمیم گیری مالی یک شرکت است که این امر مربوط است به انتخاب یک دارایی یا طرح سرمایه گذاری و یا فعالیت هایی که مزایای آن در آینده طی عمر مفید طرح تامین می شود.دارایی های بلندمدت می توانند جدید یا قدیمی (دارای موجودی) باشند.

اولین موضوع در تصمیم گیری بودجه بندی سرمایه مربوط است به انتخاب یک دارایی جدید از بین گزینه های در دسترس، یا تخصیص سرمایه هنگامی که دارایی موجود پاسخگوی نیاز شرکت نیست.این که یک دارایی پذیرفته یا رد شود بستگی به مزایا و بازده آن دارایی دارد.

اندازه گیری ارزش یک طرح پیشنهادی بخش مهمی از بودجه بندی سرمایه می باشد که مباحث مربوط به روش های ارزیابی طرح های سرمایه گذاری را مطرح می کند.

دومین عنصر در تصمیم گیری بودجه بندی سرمایه،تجزیه و تحلیل ریسک و عدم اطمینان می باشد. از آن جایی که مزایای طرح های سرمایه گذاری به دوره های آتی تسری پیدا می کند لذا تحقق آنها نامطمئن است.

بنابراین می بایست آن را بر اساس مفروضات گوناگون حجم فروش و سطح قیمت ها برآورد نمود. بنابراین عنصر ریسک در شرایط عدم اطمینان نسبت به مزایای آتی ایجاد می شود.لذا بازده حاصل از تصمیمات سرمایه گذاری در ارتباط با میزان ریسک آنها مورد ارزیابی قرار می گیرد.

سرانجام این که ارزش یک دارایی بلندمدت بر اساس تنزیل مزایای نقدی حاصل از اجرای آن طرح با یک نرخ معین تعیین می گردد. به این نرخ تنزیل،حداقل نرخ بازده مورد انتظار(Minimum Expected Rate Of Return )می گویند.از این نرخ بطور وسیع به عنوان هزینه سرمایه(Cost of Capital )نام برده می شود. بنابراین مفهوم و اندازه گیری هزینه های سرمایه یکی از موضوعات اصلی در تصمیم گیری بودبندی سرمایه می باشد. بطور خلاصه عناصر اصلی تصمیمات بودجه بندی سرمایه شامل اینهاست:

– دارایی های بلندمدت و ترکیب آنها

– ریسک تجاری شرکت

– مفهوم و اندازه گیری هزینه سرمایه

مبانی مالی در کسب و کار-صورت مالی اساسی-مدیریت مالی

مدیریت سرمایه در گردش(Working Capital Management):

مدیریت سرمایه در گردش مربوط است به مدیریت دارایی های جاری. مدیریت سرمایه در گردش بخش مهمی از مدیریت مالی و به عنوان شرط لازم برای موفقیت سرمایه گذاری های بلندمدت شناخته می شود. یک جنبه از مدیریت سرمایه در گردش ایجاد توازن بین سودآوری و ریسک(نقدینگی) می باشد. بین نقدینگی و سوددهی تعارضی وجود دارد.

اگر یک شرکت سرمایه در گردش کافی نداشته باشد،مفهومش این است که سرمایه گذاری کافی در دارایی های جاری انجام نشده و این امر منجر به کمبود نقدینگی گردیده و طبعا شرکت نمی تواند تعهدات جاری خود را پاسخ دهد و لذا با ریسک ورشکستگی مواجه می گردد. از طرف دیگر اگر دارایی های جاری بیش از حد زیاد باشد،سودآوری شرکت را به صورت منفی تحت تاثیر قرار می دهد(کاهش می یابد).

استراتژی ها و ملاحظات اساسی در ایجاد توازن بین سوآوری و نقدینگی، یکی از مهم ترین ابعاد مدیریت سرمایه در گردش است. علاوه بر این هر یک از دارایی های جاری نیز باید به نحو موثری مدیریت شود به طوری که شرکت با کاهش و یا افزایش غیرضروری در هر یک از آنها مواجه نگردد.

مدیریت سرمایه در گردش به دو بخش عمده تقسیم می گردد:

  • مدیریت سرمایه در گردش به طور کلی
  • مدیریت موثر هر یک ازدارایی های جاری از قبیل موجودی نقد،حساب های دریافتی و موجودی ها

وظایف یک مدیر مالی چیست؟

عمده ترین وظلیف مدیر مالی سه دسته وظایف هستند بدین ترتیب:

  • برنامه ریزی و تجزیه و تحلیل مالی ،این وظیفه یعنی:
  • تبدیل داده های مالی به شکلی که بتوان از آن برای ارزیابی وضعیت مالی استفاده کرد.
  • ارزیابی نیازهای مربوط به افزایش (کاهش) ظرفیت تولید.
  • تعیین میزان منابع مالی مورد نیاز(افزایش/کاهش).

اگرچه این کار وابستگی شدیدی به صورتهای مالی دارد که بر اساس فرض تعهدی تهیه گردیده است اما هدف اصلی تعیین جریانات نقدی و برنامه ریزی برای اطمینان از این است که جریانات نقدی برای دستیابی به اهداف شرکت کفایت می کند.

  • تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری:

تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری تعیین کننده ترکیب دارایی و نوع دارایی هایی است که یک شرکت در اختیار دارد.منظور از ترکیب داراییها،دارایی های ثابت و جاری می باشد. در این راستا مدیر مالی می بایست سطوح بهینه هر یک از داراییهای جاری را تعیین نماید.

 بازار کار مدیریت مالی-تعریف مدیریت مالی-صورت مالی

او می بایست در مورد تحصیل بهترین داراییهای ثابت مورد نیاز هنگامیکه دارایی های ثابت موجود می بایست تغییر، جایگزین و یا کنار گذاشته شود تصمیم گیری نماید. موقعیت یک شرکت برای رسیدن به اهداف مورد نظر بستگی به اینگونه تصمیمات دارد.

  • تصمیمات مربوط به تامین مالی:

تصمیمات مربوط به تامین مالی شامل دو بخش اصلی می باشد. اولی شامل تعیین بهترین ترکیب تامین مالی کوتاه مدت و بلندمدت و دومی شامل تعیین بهترین منابع تامین مالی از هر یک از منابع کوتاه مدت و بلندمدت در هر مقطع زمانی می باشد. بسیاری از این تصمیمات برحسب ضرورت صورت می گیرد اما گاهی اوقات لازم است تا تجزیه و تحلیل عمیق در مورد گزینه های تامین مالی در دسترس،هزینه ها و اثرات بلندمدت آنها صورت گیرد.

جایگاه مبانی مالی در کسب و کار :

اگر سازمان را به یک پرنده تشبیه کنیم،واحدهای مختلف مالی،فروش و مدیریت به ترتیب نقش چشم،بال و مغز را ایفا می کنند. یک سازمان اگر چشم انداز درستی از موفقیت ها و موانع پیش رو نداشته باشد نمی داند که چه موقع باید اوج بگیرد. با این فرضیه مدیران عامل شرکتها جهت تصمیمات خود نسبت به افق پیش رو نیاز به داده های دریافتی از مدیران مالی(چشم سازمان) دارند تا به واحد فروش خود دستور اوج،فرود یا تغییر مسیر دهند.

اینجاست که مدیران مالی نقش حیاتی در صعود و سقوط شرکت ها دارند چون همه چیز وابسته به داده های آنها به مدیریت سازمان جهت صدور تصمیم است. متاسفانه در اکثر موارد مدیران مالی خود را صرفا مسئول ثبت وقایع،پیاده سازی کنترل های داخلی و کنترل هزینه ها و نگه داشتن حساب ها و دارایی های ریالی می دانند که البته نقش مستقیم آنها در تحلیل صحیح سود و زیان شرکت به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه موثر است.

زیرا برای فرمان اوج گرفتن، داده های دقیق وارائه راه حل های قابل پیش بینی از سوی واحد مالی به مدیران ارشد سازمان جهت تصمیمات صحیح ضروری است.

در اکثر مواقع مدیران مالی و در نهایت مدیران ارشد یک شرکت چنان درگیر قفل و بند سازمان خود می شوند که فراموش می کنند که یکی از مهم ترین راه های افزایش سود، فروش هدفمندانه است. افزایش فروش منجر به افزایش وجوه نقد و گردش مالی در شرکت ها می شوند. آیا مدیران مالی ما این را نمی دانند؟ معلوم است می دانند اما نه تنها برای آن کاری نمی کنند بلکه گاه ندانسته و ناخواسته مانع تراشی می کنند.

همچنین از مهم ترین دارایی های شرکتها نیروی انسانی زبده آن و همچنین مشتریان شرکت هستند که در اغلب شرکت ها یا به این دارایی ها بها داده نمی شوند یا فکر می کنند که بها می دهند. اما از آنجا که ارزش آنها در هیچ کجای ترازنامه گزارش نمی شوند بنابراین بابت از دست دادن آنها نیز، هیچ هزینه ای در حساب ها منظور نمی کنند.

ضرورت و اهمیت مدیریت مالی در سازمان ها:

امروزه شرکتهای صنعتی یا سازمان های خدماتی فعالیت های تولیدی و بازرگانی خود را در شرایطی انجام می دهند که تغییرات در جوامع تجاری بسیار سریع بوده و رقابت ها در سطح بالایی قرار دارد. بنابراین توانایی مدیران در درک صحیح و پاسخگویی سریع نسبت به وضعیت بازار و تغییرات آن ، از امتیازات یک موسسه محسوب می شود.

راهکارهای ارائه شده توسط مدیریت مالی سبب بهبود وضعیت و عملکرد سازمانها می گردد.

تحلیل فرایندهای مالی مانند حساب های دریافتی یا پرداختی،تحلیل صورتها و نسبت های مالی، آشنایی با مفاهیمی همچون ریسک یا مخاطره و درک اطلاعات سازمان توسط آنالیز داده های آماری و عددی به دست آمده از طریق روش های مورد استفاده در مدیریت مالی، سبب تفهیم علت تضاد و تناقض احتمالی بین اطلاعات دپارتمان مالی و سایر بخش ها، ناتوانی در پیش بینی رخدادها،ناهمخوانی بودجه با هزینه های یکی از بخش ها و تصمیم گیری های استراتژیک سازمان می شود.

مدیریت مالی،گرایشی از علم مدیریت است که شامل برنامه ریزی،سازماندهی،هدایت و کنترل فعالیت های مالی مثل تامین بودجه و استفاده بهینه از وجوه شرکت است.

صورتهای مالی اساسی :

مهم ترین منبع اطلاعاتی برای ارزیابی سلامت مالی یک کسب و کار صورتهای مالی آن شامل صورت سود و زیان ،ترازنامه ، صورت جریان وجوه نقد و صورت سود و زیان جامع می باشد.

صورت سود و زیان(Income Statement):

صورت سود و زیان،درآمدها،هزینه ها و سود شرکت را در یک ماه یا یک فصل یا یک سال نشان می دهد.

همچنین وضعیت سود و زیان و گردش مالی شرکت را بیان می کند. نتیجه نهایی صورت سود و زیان ، سود خالص یا درآمد خالص نامیده می شود.

ترازنامه(Balance Sheet):

اگر اهل رسیدگی به سلامتی جسمی خود باشید باید سالی یک بار برای معاینه و انجام آزمایشات کلی چک آپ به پزشک مراجعه کنید تا از وضعیت سلامتی خود مطمئن شوید. شرکت ها هم به همین نحو از ترازنامه به عنوان وسیله ای برای جمع بندی شرایط مالی خود در یک زمان مشخص بهره می گیرند.

ترازنامه شرح می دهد شرکت در کجا و به چه میزان سرمایه گذاری کرده است(دارایی های آن) که از این مقدار چه میزان از بستانکاران دریافت شده است(بدهی ها) و چه میزان از جانب سهامداران آورده شده است (حقوق صاحبان سهام). به علاوه ترازنامه اثربخشی استفاده از دارایی ها توسط شرکت و مدیریت صحیح بدهی ها را نشان می دهد.

استفاده کنندگان از این صورتهای مالی ممکن است درون سازمانی باشند مانند مدیران و سهامداران یا برون سازمانی باشند مانند بانکها و وزارت دارایی.

سریع ترین عامل تخریب اوضاع مالی یک کسب و کار فرض این موضوع است که اگر شرکت دچار کمبود وجوه نقد شد،می تواند مقداری از حقوق صاحبان سهام خود را خرج کند.

برای رفع این شبهه باید گفت که حقوق صاحبان سهام در سمت بدهی های ترازنامه ظاهر می شوند و نه در سمت دارایی های آن. در واقع بیانگر ادعاهای مالکان بر دارایی های موجود شرکت است . به عبارت دیگر مبالغی است که پیشتر خرج شده است.

صورت جریان وجوه نقد(Cash Flow Statment):

صورت جریان وجوه نقد شرکت به منزله یکی از اساسی ترین صورت های مالی،جریان ورود و خروج وجوه نقد را طی یک دوره زمانی مشخص نشان می دهد. به طور کلی جریان ورود وجوه نقد ممکن است ناشی از کاهش دارایی ها(به جز وجوه نقد)،افزایش در بدهی ها یا حقوق صاحبان سهام باشد.از سوی دیگر جریان خروج وجوه نقد به علت افزایش دارایی ها، پرداخت بدهی یا حقوق صاحبان سهام است.

صورت جریان وجوه نقد دو مزیت اصلی دارد،اولا حسابداران مبتدی و افرادی که به حسابداری تعهدی اعتقاد ندارند،به راحتی آن را درک می کنند،ثانیا توجه ما را به توان بازپرداخت بدهی و ایفای تعهدات شرکت جلب می کند. توجه به اینکه شرکت وجوه نقد خود را چگونه بدست می آورد و چگونه خرج می کند،دید مهمی نسبت به راهبردهای عملیاتی شرکت و سودمندی این راهبردها در طول زمان فراهم می کند.

صورت سود و زیان جامع:

صورت سود و زیان جامع به عنوان یک صورت مالی اساسی،باید کل درآمدها و هزینه های شناسایی شده طی دوره را که قابل انتساب به صاحبان سرمایه است ، به تفکیک اجزای تشکیل دهنده آنها نشان دهد.

صورت سود و زیان جامع میزان افزایش یا کاهش حقوق صاحبان سرمایه از بابت درآمدها و هزینه های مختلف طی دوره را نشان می دهد.

تجزیه و تحلیل صورت های مالی :

انتخاب اطلاعات مالی ،مقایسه و مشخص نمودن رابطه بین اطلاعات مالی،تفسیر و ارزیابی مقایسات و ارتباطات تعیین شده را تجزیه و تحلیل صورتهای مالی می گویند.

تجزیه و تحلیل صورتهای مالی فرایندی است که میزان انعکاس واقعیت های اقتصادی توسط ارقام حسابداری شرکت را ارزیابی می کند. ارزیابی ریسک حسابداری و کیفیت عایدات شرکت ،برآورد قدرت سودآوری ،انجام تعدیلات لازم برای صورتهای مالی در جهت انعکاس بهتر واقعیت های اقتصادی و کمک به تجزیه و تحلیل مالی،از جمله وظایف تجزیه و تحلیل صورتهای مالی می باشد.

ضرورت تجزیه و تحلیل صورتهای مالی:

چراباید تجزیه و تحلیل صورتهای مالی انجام شود؟به دو دلیل که در ادامه توضیح می دهیم.

  • استفاده از مبنای تعهدی حسابداری در تهیه صورتهای مالی به علت انعکاس به موقع تر فعالیت های تجاری(حسابداری تعهدی می تواند انحرافات حسابداری به دنبال داشته باشد چرا که بعضا نیازمند برآوردهایی می باشد).
  • صورتهای مالی برای مجموعه ای متنوع از استفاده کنندگان تهیه می شود. بدین معنا که معمولا اطلاعات مالی برای اهداف تحلیلی کاربر خاص،نیازمند تعدیلات می باشد.

 بازار کار مدیریت مالی-تعریف مدیریت مالی-مبانی مالی کسب و کار

فرض بنیادی تجزیه و تحلیل صورتهای مالی:

صورتهای مالی خلاصه معاملات و کارهای انجام شده را نشان می دهد و اساسا به گذشته مربوط است در حالیکه تصمیم گیری درباره مسائلی که پیش می آید به آینده ارتباط پیدا می کند.

در تجزیه و تحلیل مالی فرض بر این است که گذشته زمینه ساز آینده می شود و به این ترتیب نتیجه کوششها و تجارب گذشته که در صورتهای مالی منعکس است مبنای بررسی واقع و نتایج بدست آمده راهنمای اخذ تصمیم نسبت به آینده قرار می گیرد و این نکته ای است که می بایست همیشه مورد توجه تحلیلگر باشد.

روش های تجزیه و تحلیل مالی:

تجزیه و تحلیل صورتهای مالی به این روش ها امکان پذیر است:

  • تجزیه و تحلیل درونی:

تجزیه و تحلیل درونی به روشی اطلاق می شود که در آن اقلام یک ترازنامه وصورت حساب سود و زیان یک دوره و رابطه بین آنها مورد بررسی قرار می گیرد تا معیاری برای ارزیابی وضع مالی و اعتباری واحد تجاری بدست آید.

  • تجزیه و تحلیل مقایسه ای:

در تجزیه و تحلیل مقایسه ای،روندهای مهم که سال به سال تغییر می یابند از روی صورتهای مالی آن سالها تعیین و مورد تفسیر قرار می گیرد.

تجزیه و تحلیل مقایسه ای با عنوان تعیین و بررسی روندها نیز تعریف می شود.

تجزیه و تحلیل مقایسه ای به مقایسه ارقام دو یا چند دوره متوالی می پردازد.

در تجزیه و تحلیل درونی اهمیت نسبی هر یک از اقلام صورت مالی در مقام مقایسه با سایر اقلام همان صورت تعیین می گردد.

  • تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش:

هدف از تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش تشخیص عواملی است که در آن تغییراتی را به وجود آورده اند و نتیجه نهایی تجزیه و تحلیل ،ارزیابی کفایت تدابیر مالی مدیران است که تشخیص داده شود آیا زمان سررسید بدهی ها توانایی واریز آنها را دارند یا خیر؟

تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش نشان می دهد که در فاصله دو دوره مالی چه وجوهی بدست آمده و به چه مصارفی رسیده است.

  • خطرسنجی:

در خطرسنجی قدرت استنباط و استنتاج تحلیلگر جدی تر و بیش از پیش جلوه می کند. در خطرسنجی مواضع ایجاد خطر تعیین می گردند.

خطرسنجی استفاده از فنون و مطالعاتی است که ما را در پیش بینی دو عامل زیر یاری می دهد:

الف) ناتوانی در تادیه دیون

ب)تحمل زیان

جمع بندی:

  • در مورد جایگاه مدیریت مالی در هر کسب و کار می توان گفت اگر سازمان را به یک پرنده تشبیه کنیم،واحدهای مختلف مالی،فروش و مدیریت به ترتیب نقش چشم،بال و مغز را ایفا می کنند.
  • مدیران مالی نقش حیاتی در صعود و سقوط شرکت ها دارند چون همه چیز وابسته به داده های آنها به مدیریت سازمان جهت صدور تصمیم است.
  • صورتهای مالی اساسی شامل این مورد می باشد:

صورت سود و زیان: صورت سود و زیان،درآمدها،هزینه ها و سود شرکت را در یک ماه یا یک فصل یا یک سال نشان می دهد.

ترازنامه: شرح می دهد شرکت در کجا و به چه میزان سرمایه گذاری کرده است(دارایی های آن) که از این مقدار چه میزان از بستانکاران دریافت شده است(بدهی ها) و چه میزان از جانب سهامداران آورده شده است

صورت جریان وجوه نقد: به منزله یکی از اساسی ترین صورت های مالی،جریان ورود و خروج وجوه نقد را طی یک دوره زمانی مشخص نشان می دهد. به طور کلی جریان ورود وجوه نقد ممکن است ناشی از کاهش دارایی ها(به جز وجوه نقد)،افزایش در بدهی ها یا حقوق صاحبان سهام باشد.

صورت سود و زیان جامع: صورت سود و زیان جامع میزان افزایش یا کاهش حقوق صاحبان سرمایه از بابت درآمدها و هزینه های مختلف طی دوره را نشان می دهد.

  • به طور کلی وظایف مدیریت مالی این سه مورد است :

الف) تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری یا مدیریت مصارف

ب) تصمیمات مربوط به تامین منابع مالی

ج) تصمیمات مربوط به سیاست های تقسیم سود

  • بودجه بندی سرمایه :

اولین موضوع در تصمیم گیری بودجه بندی سرمایه مربوط است به انتخاب یک دارایی جدید از بین گزینه های در دسترس، یا تخصیص سرمایه هنگامی که دارایی موجود پاسخگوی نیاز شرکت نیست.

دومین عنصر در تصمیم گیری بودجه بندی سرمایه،تجزیه و تحلیل ریسک و عدم اطمینان می باشد.

  • مدیریت سرمایه در گردش :

بخش مهمی از مدیریت مالی و به عنوان شرط لازم برای موفقیت سرمایه گذاری های بلندمدت شناخته می شود. یک جنبه از مدیریت سرمایه در گردش ایجاد توازن بین سودآوری و ریسک(نقدینگی) می باشد.

  • تجزیه و تحلیل صورتهای مالی فرایندی است که میزان انعکاس واقعیت های اقتصادی توسط ارقام حسابداری شرکت را ارزیابی می کند.

تجزیه و تحلیل صورتهای مالی به این روش ها امکان پذیر است:

تجزیه و تحلیل درونی ، تجزیه و تحلیل مقایسه ای، تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش و خطرسنجی.

 

در این مقاله مطالعه می‌کنید:

شرکت در دوره مبانی مالی کسب و کار در کارابیز

این مطلب برای شما مفید بود ؟

برای امتیاز دهی روی ستاره ها کلیک کنید!

میانگین امتیاز / 5. تعداد آرا :

اولین نفری باشید که امتیاز میدهید

خرید دوره مبانی مالی کسب و کار