معرفی کوچ و کوچینگ راهکاری برای توسعه شخصی و حرفه‌ای

زمان مطالعه: 17 دقیقه

کوچینگ، باز کردن قفل پتانسیل یک فرد برای به حداکثر رساندن عملکرد اوست. این تعریف زیبا را “سرجان ویتمور” کارشناس کوچینگ بیان کرده است.

کوچینگ فرایندی است برای حمایت از مراجعین جهت حرکت از جایگاه کنونی به جایی که واقعا می خواهند در آنجا باشند  و کسی که کوچینگ را انجام می دهد کوچ نامیده می شود. کوچینگ در همه جا لازم است هم در زندگی شخصی هم در زندگی شغلی.

ممکن است برخی افراد ویژگی هایی رفتاری و شخصیتی داشته باشند که برای کوچ شدن مناسب باشد اما هیچ کس کوچ متولد نمی شود بلکه در صورت علاقه می تواند با آموزش این شغل را برای خود انتخاب کند و از کمک کردن به دیگران لذت ببرد ،مدرسه کسب و کار کارابیز دوره کوچینگ با محمدصبور را با کیفیتی عالی برای علاقه مندان فراهم کرده است.

علاوه بر این اگر شما مدیر یا مالک یک کسب و کار هستید یا به عنوان سرپرست کارمندانی زیر نظر شما کار می کنند مطمئن باشید که مهارت کوچینگ مهم ترین مهارتی است که به آن نیاز دارید به همین دلیل در این مقاله رازهای کوچ عالی، تفاوت کوچینگ با منتورینگ، مشاوره و روان درمانی، رازهای یک کوچ موفق، سبک های کوچینگ و کوچینگ کسب و کار را به تفصیل برایتان شرح دادیم .

تعریف کوچینگ

کوچینگ در واقع نوعی تسهیل گری یادگیری به جای آموزش دادن به افراد است. در کوچینگ، کوچ به افراد فرصت می دهد خودشان فکر کنند و به گزینه ها و راه حل های ویژه خود برسند. اگر کوچینگ درست انجام شود به افراد کمک می کند مهارت ها و دانش خود را تا بالاترین سطح پتانسل شان توسعه دهند.

کوچینگ به مراجع کمک می کند با دنیای درون خود بیشتر آشنا شود تا بتواند به جواب سوالات خود برسد.کوچینگ بر عدم قضاوت تاکید دارد و به مراجع کمک می کند تا از دست خیال های باطل خود ساخته آزاد شود.مراجع پس از کوچینگ، دیگر جزئی از مسائل و مشکلاتش نیست و توانسته از آنها جدا شود و از بیرون به آنها نگاه کند.

کوچینگ مشارکتی است که با الهام بخشیدن به دیگران برای به حداکثر رساندن پتانسیل شخصی و حرفه ای ایجاد می شود.

دکتربن نلسون می گوید : کسی که در حال حاضر مشغول به کار است بهترین کسی است که می داند چگونه این کار را بهتر انجام دهد.

کوچ ها این را می دانند و قرار نیست یک کوچ برای مراجع خود مشخص کند که باید چه مسیری را برود و چه کاری انجام دهد او فقط مسئول کشف، شفاف سازی و تراز کردن اهداف هر فرد است و از طریق سوالهای درستی که بر اساس شرایط و زندگی شخصی و حرفه ای شما از شما می پرسد به شما کمک می کند خودتان به جواب برسید.

کوچینگ به طور مستقیم و غیرمستقیم با تفکرات شرقی رابطه دارد.با توجه به خاستگاه کوچینگ که موسسه اسالن است، باید گفت در آن موسسه بسیاری از رویکردهای شرقی تدریس می شده و در عمل با فلسفه و نگرش غربی نیز آمیخته است.

کوچ همان مشاور است؟

مشاور باید در زمینه موضوع و مسئله مراجع متخصص باشد مثلا مشاور کسب و کار باید در این حوزه تخصص داشته باشد و بر اساس تخصص و دانش خود، راهکار حل مسئله را به مراجع ارائه دهد در حالیکه در کوچینگ، مراجع محور اصلی جلسه است و کوچ در کنار او قرار می گیرد تا به او کمک کند خودش به راهکار دست پیدا کند به همین دلیل الزما کوچ نباید در موضوع مراجع متخصص باشد.

کوچ برای پی بردن به مشکل مراجع، کنجکاوانه از او سوال می پرسد و مانند یک آینه بدون ارزیابی شخصی و قضاوت، حرف ها و پاسخ های مراجع را به اوانعکاس می دهد.

کوچینگ مساوی با منتورینگ نیست!

منتورینگ نوعی تعامل است که در آن فردی با تجربه، متخصص و ماهر به عنوان منتور، مراجع را هدایت می کند. در واقع منتور فردی آگاه و با تجربه است که در زمینه خاصی موفق و متخصص است و تجربیات و دانش خود را در اختیار افراد کم تجربه و شاید مبتدی قرار می دهد.

این جدول تفاوت منتورینگ و کوینگ را به خوبی نشان می دهد:

معیارها کوچینگ منتورینگ
سطح رسمیت رسمی تر: معمولا شامل یک قرارداد یا توافق نامه مکتوب است رسمیت کمتر: به صورت سنتی یا شفاهی
چه کسانی در عقد قرارداد مشارکت دارند دو یا سه گروه،که اغلب می تواند شامل یک اسپانسر یا مدیر صف در یک جلسه سه جانبه در شروع و پایان کار باشد دو طرف: منتور و مراجع
طول مدت قرارداد کوتاه تر:معمولا 4 الی 12 جلسه در عرض 12 ماه یا کمتر طولانی تر:تعداد جلسات معمولا نامشخص است و بین سه تا پنج سال به طول می انجامد
تمرکز تمرکز بیشتر بر عملکرد: معمولا با توسعه مهارت های نقش فعلی و عملکرد تمرکز بیشتر بر حرفه:معمولا با توسعه شغلی و حرفه ای بلندمدت مرتبط است.
سطح دانش عمومی تر: کوچ ها معمولا دانش بخشی محدودی دارند دانش بیشتر:منتورها معمولاافراد معتبری در سازمان یا بخش خود هستند.
آموزش آموزش بیشتر:کوچ ها آموزش دیده هستند و اعتباردهی شده اند آموزش کمتر:معمولا آموزش ندیده اند یا این که آموزش کمی دیده اند و واجد شرایط رسمی برای نقش خودشان در بخش هستند.

 

کوچینگ همان درمانگری است؟

درمانگر فردی است که با بیماری که یا دچار کم توانی یا ناتوانی روانی یا جسمانی است، سرو کار دارد.بیمار به نوعی به درمانگر وابسته است و به کمک او نیاز دارد در حالی که در کوچینگ مراجع فردی توانمند و آگاه است که با مشارکت و همراهی کوچ، نیازها و خواسته های خود را رفع می کند.در بیشتر مواقع درمانگر به سوابق و گذشته بیمار توجه دارد،در حالی که تعاملات کوچینگ با بررسی اوضاع کنونی و آینده مراجع شکل می گیرد.

تفاوت کوچ مشاور و منتور

تفاوت کوچینگ با روان شناسی یا روان کاوی

به جز شماری از رویکردهای جدید روان شناسی ( از جمله روان شناسی مثبت گرا، واقعیت درمانی و تئوری انتخاب) می توان گفت غالبا رویکردهای دیگر روان شناختی همچون روانکاوی با گذشته افراد کار دارند و با بررسی و تحلیل گذشته مراجع یا بیمار خود، راهکار مناسب را به آن ها ارائه می دهند. همچنین تصمیم گیرنده نهایی روان شناس است و او نحوه و روند جلسات درمانی را مشخص می کند اما محور و تصمیم گیرنده اصلی در جلسات کوچینگ مراجع است.

در اصل، مراجع تصمیم می گیرد روند کوچینگ به چه سمت و سویی پیش برود. در هر امر مشارکتی،دو طرف به یک اندازه در تحقق اهداف سهیم هستند و نقش هر دو مهم است. در کوچینگ نیز مراجع و  کوچ با مشارکت یکدیگر این مسیر را طی می کنند.

نکته مهم این است که هرگاه کوچ احساس کرد مراجع به درمان گر، مشاور،روان شناس یا منتور نیاز دارد باید این مطلب را با او در میان بگذارد و او را به متخصص مربوطه ارجاع دهد. مثلا ممکن است کوچ دریابد که مراجع دچار اختلالات روانی است در این صورت باید او را به درمان گر یا روان شناس ارجاع دهد. مراجع می تواند همزمان با روند درمان،از خدمات کوچینگ نیز استفاده کند.

تفاوت کوچینگ با درمان

کوچینگ درمان
دیدگاه های دو طرف خلاقانه ،پرمایه و فراگیر است احتمال بیشتر برای ملاقات با مراجعان از دید مدل درمانی
در پی تشخیص و درمان نیست تشخیص و درمان دارد
بر عملگرایی تکیه دارد تلاش برای شناخت بیماری های اساسی روانی
 به حال و آینده توجه دارد به گذشته و حال توجه دارد
 بر توانایی های بالقوه تمرکز دارد رویکردی مبتنی بر بینش دارد
رویکرد راهکار محور رویکرد مسئله محور
کاوش در رفتارهایی که ناشی از عزت نفس است کاوش در رفتارهایی که ناشی از ضعف نفس است
توجه به بعضی باورهای منفی مانند موانع موقتی ارزیابی و درمان ریشه های باورهای منفی
تلاش برای کشف موضوعات بیرونی تلاش برای کشف موضوعات درونی
استفاده از روش های رفتارگرایانه مثل خاموش سازی یا دلسرد کردن استفاده از ابزاردرمانی
معتمد بودن و تکالیف بین جلسات مهم است اعتماد پذیری لازم نیست
استفاده از مهارت های کوچینگ استفاده از روش های درمانی
در فواصل جلسات، برقراری ارتباط برای ایجاد اعتماد لازم است در فواصل جلسات، ارتباط در مواقع سختی و بحران برقرار می شود

 

سبک های مختلف کوچینگ

 

سبک های کوچینگ

به طور کلی دو سبک برای کوچینگ وجود دارد:

  • کوچینگ هدایتی

این سبک از کوچینگ برای زمانی است که شما ترجیح می دهید از تجربیات شخصی خودتان برای مشاوره، راهنمایی و هدایت استفاده کنید. یعنی راحت ترید که از یک رویکرد سازمان یافته برای ارائه راه حل و پیشنهاد و راهنمایی به مراجعان بهره بگیرید.

  • کوچینگ ارتباطی

در این سبک از کوچینگ، بیشتر به شخص واکنش نشان داده می شود و برای زمانی است که شما می خواهید با توجه به اوضاع و شرایط و احساسات فردی کار کنید. یعنی تمایل دارید که در رویکرد خودتان بیشتر کاوش کنید و همراه و رهیار مراجعان باشید تا راه حل های خودشان را شناسایی کنند.

ویژگی های یک کوچ خوب

  • یک کوچ خوب در کار با مراجعه کننده ، رویکردی حمایتی دارد.
  • سوال های مناسب را در زمان مناسب و به روش صحیح می پرسد.
  • به جای مشکلات گذشته ، بر روی راه حل ها و فرصت ها تمرکز دارد.
  • کمک می کند موانع موفقیت خود را بشناسید و بر آنها غلبه کنید.
  • به مراجع خود کمک می کند چشم انداز،استراتژی ها و اهداف خود را بشناسد.
  • به مراجعین کمک می کند ذهنیت و رفتارهای خود را ببینند و آنها را بهبود ببخشند.
  • کمک می کند مراجع انتخاب های خود را آگاهانه انجام دهد.
  • با احترام و صادقانه برخورد می کند.

یک کوچ خوب این کارها را انجام نمی دهد

  • انجام خدمات مشاوره ای که در آن تخصص ندارد.
  • به مردم بگوید دقیقا چه کاری باید انجام دهند.
  • مکالمات باز که راه به جایی نمی برد.

با این نکات طلایی یک کوچ عالی باش!

  • توانایی ها و سبک خود را به عنوان یک کوچ بشناسید.
  • سبکی متناسب با خودتان،مراجع و شرایط انتخاب کنید.
  • درباره سبک کوچینگ خود و مناسب بودنش درخواست بازخورد کنید.
  • با توجه به موضوعات مختلفی که در یک جلسه کوچینگ مطرح می شود ممکن است لازم باشد از چندین سبک متفاوت در همان جلسه استفاده کنید.
  • برای گسترش تنوع و انعطاف پذیری در سبک خود تلاش کنید.
  • روی تمام جزئیات مانند زمانبندی، محل برگزاری جلسات، یادداشت برداری و… با مراجع خود توافق کنید.
  • در مورد سبک خودتان با مراجع صحبت کنید.
  • مراجع را از این موضوع آگاه کنید که رابطه کوچینگی برای این است که به آنها کمک کنید تا خودشان مشکلات خودشان را حل کنند نه اینکه به آنها پاسخ های قطعی بدهید.
  • اطمینان حاصل کنید که مراجع، چالش ها را می پذیرد و متعد به انجام کاراست.
  • در هر رابطه کوچینگی برای تعیین قوانین مسیر، وقت بگذارید.
  • در جلسه قرارداد رابطه عمیق و همدلانه بسازید.
  • درباره روند اصلی توافق کنید.

کوچینگ کسب و کار چه فایده ای دارد ؟

مطالعات نشان داده اند اگر کوچینگ به روشی صحیح انجام شود می تواند 35% بهره وری، 48% کیفیت کار،71% روابط کاری، 67% کار تیمی و 61% رضایت شغلی را بهبود دهد. مهارت کوچینگ برای رهبر یک کسب و کار و سازمان مهارت مهم و ضروری است چرا که بسیاری از چالش های رهبری را می توان از طریق کوچینگ حل کرد.

کوچینگ کسب و کار

افرادی که کارشان کوچینگ کسب و کار (بیزینس کوچینگ) است عموما افراد کارآفرین یا صاحبان با تجربه کسب و کار هستند که قصد دارند دانش و تجربه خود را در راه رشد و توسعه کسب و کارهای دیگر به کار بگیرند. فناوری و پیشرفت در تمام ابعاد زندگی بشر از جمله رویه های کاری سازمان ها و کسب و کارها تحول ایجاد کرده است.

زمانی می توان به موفقیت در حوزه کاری سازمان ها امیدوار بود که افراد بتوانند از تمام نیازهای شغلی آگاه شوند و در کنار مربی یا کوچ با بهره گیری از کوچینگ،فرصت های بالقوه را شکوفا کنند.کوچینگ به منزله ابزاری نو نه تنها می تواند به افراد کمک کند تا مشکلات و مسائل شخصی را بهتر درک کنند، بلکه در صنعت نیز جایگاه ویژه ای دارد.

ارتقاء ارزش آفرینی و اهمیت به سرمایه انسانی با کوچینگ میسر می شود از دیگر نتایج کوچینگ در صنعت و کسب و کارها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بهبود روابط گروهی و کیفیت کار تیمی
  • افزایش هماهنگی اهداف فردی با اهداف کسب و کار
  • افزایش شور و نشاط کارکنان

با بهره گیری از کوچینگ نه تنها افراد از نظر شخصیتی رشد می کند بلکه در رویه کاری مدیریت نیز جهش واضحی دیده می شود تا افراد به راحتی بتوانند آینده مطلوب را در ذهن خود ترسیم کنند.استفاده از کوچینگ گروهی در صنعت متداول است و کمک می کند تا صنایع در مسیر پیشرفت،گام های موثرتری بردارند.

بسیاری از مدیران صنایع و کسب و کارها، ناخودآگاه در مقابل تغییر مقاومت می کنند، کوچ حرفه ای می تواند چنین رویکردی را تغییر دهد تا هر کس در هر سمت شغلی که دارد بهترین خودش باشد.بسیاری از افراد برای شروع کار و پیشرفت درست، به انگیزه واشتیاق نیاز دارند، اما نباید فراموش کرد که نمی توان نتایج کوچینگ را در صنعت یک شبه مشاهده کرد بلکه این یک فرایند است و به زمان نیاز دارد.

چرا کوچینگ کسب و کار ضروری است؟

  • چون ما در دنیایی بیش از پیش پیچیده زندگی می کنیم

در دنیای به اصطلاح ناپایدار، نامطمئن،پیچیده و مبهم ، راه حل های قطعی و نهایی معدودی وجود دارند و بنابراین لازم است مدیران به جای این که خودشان به تنهایی دنبال پاسخ باشند از افرادشان برای توسعه گزینه ها و احتمالات بیشتر استفاده کنند.

برای اینکه از تمام پتانسیل نیروی انسانی خود برای اهداف کسب و کار استفاده کنیم نیاز داریم این افراد از نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشند اهدافشان با اهداف کسب و کار همسو باشد که به خودی خودمنجر به رضایت شغلی این افراد هم می شود یعنی کوچینگ کسب و کار هم به نفع افراد است هم به نفع کسب و کار.

  • برای کسب مزیت رقابتی

وقتی محصولات وخدمات مشابه هم می شوند مزیت رقابتی با داشتن افرادی با ایده ها، مهارت ها، مسئولیت ها و ابتکار عمل ایجاد می شود.ایده اصلی کوچینگ ،توسعه دیگران است. کار کردن با دیگران برای یادگیری و نهادینه کردن اعتماد به نفس در آنها. بدون کوچینگ  این هدف حاصل نمی شود.

  • چون انتظارات نسل Z و نسل هزاره تغییر کرده است

نسل جدید از مدیران انتظار دارند بیشتر کوچ باشند تا مدیرانی که به آنها بگویند چه کار کنند. تحقیقات اخیر نشان داده از نظر نسل جدید مدیر ایده آل کسی است که نقش کوچ را ایفا کند. علاوه بر این تحقیقات نشان داده زنان بیشتر نقش کوچینگ را می پذیرند.

  • کار با افراد برای کسب موفقیت

کوچینگ کارآمد، درباره کار با افراد در جهت دستیابی به چیزی است که می خواهند به آن برسند. خواه ارتقای شغلی باشد خواه کسب مهارت، بهبود عملکرد، خودشناسی یا هارمونی. کوچینگ نخست روی فردی که کوچ می شود تمرکز دارد و سپس آن را با نیازهای سازمان هماهنگ می کند.

  • دادن مسئولیت به دیگران

هدف کوچینگ ایجاد عملکرد بهتر است. حوزه کوچینگ هرچه می خواهد باشدورزش،هنر، یا کسب و کار. وقتی افراد مسئولیت و مالکیت اقدامات خود را بر عهده می گیرند بهتر و متعهدانه تر عمل می کنند اما اگر آنها را به شکلی ذره بینی مدیریت کنید نمی توانند چنین باشند.

  • برای توسعه مهارت های خودتان به عنوان یک رهبر

رهبری شامل یک قدم عقب رفتن از جزئیات عملیاتی شغل و نگاه کردن به مولفه های کلان استراتژیک و انسانی است.اگر برای انجام همه کارها پرمشغله باشید و همیشه سرتان شلوغ باشد نمی توانید چنین کاری را انجام دهید. انجام کوچینگ به شما کمک می کند تا رهبر کارآمدی بوده و در اعتبار و شهرت سازمانی خود سهیم باشید.

  • کاری کنید که افراد برای خودشان فکر کنند و ابتکار عمل به خرج دهید

اگر فردی هستید که در نهایت،همه ایده ها را خودتان مطرح می کنید نتوانسته اید افرادتان را ترغیب کنید از مهارت های خود به کامل ترین شکل ممکن استفاده کنند. شغل شما توسعه افراد است و این یعنی کاری کنید که خودشان به ایده های نو دست یافته و آنها را به اجرا بگذارند. یکی از کارآمدترین روش های انجام این کار کوچ کردن است.

نقل قول معروفی هست که می گوید: اگر همان کاری را انجام دهیم که همیشه انجام داده ایم به همان نتایجی می رسیم که همیشه رسیده ایم. پس در دنیای همواره درحال تغییر و پیچیده ای که در آن زندگی می کنیم نوآوری و خلاقیت در اولویت قرار دارند.شغل شما ترغیب این ویژگی در دیگران است نه این که خودتان مسئولیت رسیدگی به همه ایده ها را بر عهده بگیرید.

  • مالکیت

فرایند کوچینگ، مالکیت مسئله را بر عهده فردی می گذارد که کوچ می شود و سپس اومی تواند مسئولیت اقدامات و رفتارهای خود را بر عهده بگیرد. اگر فردی مالکیت کاری را بر عهده داشته باشد،انگیزه بیشتری خواهد داشت. احتمال اجرای پایدار راه هایی که مراجعان پیدا می کنند خیلی بیشتر از راه حل های تحمیلی از بالای هرم سازمانی است.

  • استقلال عمل (خودمختاری)

اگر کسی را کوچ کنید ( نه اینکه به او توصیه و نصیحت کنید) در این صورت استقلال عمل او را افزایش داده و اعتمادتان را به او نشان می دهید بدون اینکه تنهایش بگذارید. به گفته دنیل پینک در کتاب انگیزه، استقلال عمل یکی از کلیدی ترین فاکتورهای انگیزه و مشارکت افراد در سازمانهاست.

  • پشتیبانی از ماموریت، فرهنگ و ارزش های سازمان

بسیاری از سازمانها درباره ارزش افراد خود و این که آنها بزرگ ترین دارایی شان هستند سخن می گویند. کوچینگ می تواند در این بخش از ماموریت سازمان یا شرح ارزش هایشان، با سرمایه گذاری روی رشد و توسعه پرسنل، نقش مهمی ایفا کند. مهارت ها و توانمندی های یک کوچ کارآمد، به گفت وگوی آزاد و صادقانه به عنوان روشی به سوی تعالی سازمان و روابط بین فردی خوب، کمک می کند.

  • خلاقیت

کوچینگ به افراد کمک می کند خلاق تر باشند. اگر به افرادتان بگویید چه کار کنند دیگر فضای چندانی برای خلاقیت باقی نمی ماند.

پرش از موانع در کوچ کسب و کار

در کوچینگ کسب و کارها ممکن است موانعی وجود داشته باشد که به عنوان یک کوچ حرفه ای باید آنها را بدانید تا به بهترین وجه برای مقابله با آنها آماده باشید از جمله:

  • زمان

معمولا از زبان مدیران می شنویم که آنها دوست دارند کوچ کنند اما وقت ندارند.از نظر ما این یک مشکل ساختگی و نادرست است.واقعیت اینجاست که مدیران برای کوچ نکردن وقت ندارند.

البته زمان از قبل سرمایه گذاری شده اما اگر نتیجه این باشد که افرادتان خودشان فکر کنند خلاق باشند و از ابتکار عمل خودشان استفاده کنند در این صورت در زمان صرفه جویی کرده اید و گاهی کوچ کردن افراد خیلی کم تر از این زمان می برد که روش خودتان برای انجام کارها را به کسی بگویید و او را متقاعد کنید که این روش درست است.

  • پاداش

شاید به این دلیل باشد که رهبران به خاطر کوچینگ وتوسعه افرادشان، پاداشی برای این کار خود در نظر نگرفته اند.بنابراین زمانی که صرف کوچینگ می شود اتلاف وقت به نظر میرسد.

  • شایستگی

برخی مواقع مشکل این است که کسی که نقش کوچ را دارد شایستگی لازم را ندارد.

  • منابع

آیا سازمان زیرساخت و فرهنگ لازم برای کوچینگ را ایجاد کرده است؟ آیا سازمان منابع لازم را در اختیار قرار می دهد؟ اگر نه پس این احتمال وجود دارد که ابتکار عمل برای کوچینگ از صحنه حذف شود.

  • علاقه و انگیزه

آیا رهبر به اندازه کافی علاقه و انگیزه دارد که به جای این که به افرادش بگوید چه کار کنند آنها را کوچ کند؟

  • فرهنگ

فرهنگ سازمان می تواند یک مانع بالقوه بر سر راه اجرای کوچینگ باشد. اگر ساختار سازمان استبدادی و از بالا به پایین باشد احتمال آن نمی رود که بتوان فرهنگ کوچینگی را به سادگی اجرا کرد.

در کسب و کار یک اصطلاح وجود دارد که می گوید : ” فرهنگ، استراتژی را برای صبحانه می خورد”. تجربه نشان داده است که نگرش مدیریت ارشد در این میان اهمیت بسیاری دارد. اگر آنها از اقدامات کوچینگی پشتیبانی کنند و واقعا از رویکرد کوچینگ در سبک مدیریت خود استفاده کنند در این صورت احتمال موفقیت رویکرد کوچینگی بیشترمی شود.

چند چالش در رهبری کسب و کارها که کوچینگ می تواند آنها را حل کند

  • آیا اعضای تیم کاملا از استانداردهای عملکردی که انتظار می رود رعایت شود آگاه هستند؟ آیا بازخورد موثر دارند؟
  • آیا آنها می دانند نقاط قوتشان چیست و چگونه می توانند به طور مداوم از توانایی و استعداد خود استفاده کنند؟
  • آیا آنها برنامه های واضح و مشخصی برای پاسخگویی و پشتیبانی دارند؟

مهارت کوچینگ به کارآفرینان و مدیران کسب و کار کمک می کند این کارها را به خوبی انجام دهند

  • به روشن شدن جهت و اهداف استراتژیک کمک می کنند.
  • ذهنیت هم تیمی های خود را از طریق سوال به جای دیکته کردن تحت تاثیر قرار می دهند.
  • استعدادها و نقاط قوت ذاتی هر یک از اعضای تیم خود را کشف کرده و از آن به نفع کسب و کار خود استفاده می کنند که به نفع خود کارمند هم هست.
  • به کارمندان کسب و کار کمک می کنند آگاهی شخصی خود را توسعه داده و اقدام های خود را برای بهبود برنامه ریزی کنند.

مدیران و کارآفرینانی که مهارت کوچینگ دارند قطعا گوش دادن موثر را بلد هستند و هوش هیجانی خود را تقویت کرده اند که می توانند با دیگران ارتباط خوبی برقرار کنند در مقاله هوش هیجانی کامل این مهارت را توضیح داده ایم.

این افراد به کارمندان خود به عنوان شرکا و دارایی های توانمند نگاه می کنند نه به چشم زیردست، بنابراین یک فرهنگ سراسر اعتماد ایجاد می کنند و افراد را با توجه به ویژگی هایی که دارند در نقش های صحیح خود قرار می دهند،

وقتی عملکرد ضعیفی از نیروی انسانی خود می بینند بازخورد صادقانه و محترمانه ای به او می دهند بنابراین پرسنل نه تنها تضعیف و ناراحت نمی شوند بلکه انگیزه پیدا می کنند تمام توان خود را برای پست خود در کسب و کار به کار گیرند،

یک کارآفرین یا مدیری که مهارت کوچینگ دارد با این کارها موفقیت کسب و کار خود را تضمین می کنند. اگر احساس می کنید باید این ویژگی ها را در خود تقویت کنید مقاله “مهارت های نرم” درباره همدلی مطالب کاربردی دارد که می تواند به شما کمک کند.

اصول طلایی روانشناسی انسان گرا و کوچینگ

کوچینگ در روانشناسی انسان گرا ریشه دارد. برای معرفی رویکرد انسان گرا باید دیگر رویکردهای روان شناسی را بشناسیم. در روانشناسی رفتارگرا ،انسان ها از بیرون بررسی می شوند و رفتار آنها اهمیت دارد نه افکارشان. در مقابل روان کاوی و رویکرد تحلیلی به درون انسان ها توجه دارد و به دنبال انگیزه های پنهانی ای است که خود افراد نیز از آنها بی اطلاع اند.

اما آنچه در روانشناسی انسان گرا اهمیت دارد این است که مردم درباره خودشان چه فکر و احساسی دارند به عبارتی خود انسان ها باید معنای زندگی شان را تعریف کنند. انتقاد روان شناسان انسان گرا به رویکردهای دیگر این بود که نمی توان انسان را صرفا متاثر از محیط دانست یا فکر و احساس او را بر اساس ناخودآگاه و مواردی از جنس جبر تحلیل کرد.

مواردی که در روان شناسی انسان گرا تجزیه و تحلیل می شوند عبارتند از: خودشکوفایی،سلامت ، امید،عشق،خلاقیت، معنای زندگی و … .

بنابراین رویکرد انسان گرا با رویکردهای قبلی تفاوت هایی دارد:از جمله توجه بیشتر به اراده و آزادی بشر در مقابل جبرگرایی، تاثیر بیشتر تربیت نسبت به وراثت، توجه بیشتر به زمان حال به جای گذشته ودر نظر گرفتن اجزای روحی و روانی او. این مسائل در تدوین اصول کوچینگ کاملا نقش داشته اند.

روان شناسی انسان گرا چندین اصل دارد

  • اولین اصل آن خوش بین بودن به مردم است

پیش فرضی که وجود دارد این است که مردم ذاتا در پی رشد و توسعه هستند و راه طبیعی آنها حرکت به سوی جلوست پس مردم به سوی خودشکوفایی و تحقق استعدادها و توانمندی های خود پیش می روند.

بر مبنای این اصل، روان شناس انسان گرا به مراجعان خود کمک می کند تا توانایی های طبیعی و ذاتی خود را رشد دهند نه اینکه آنها را به سوی مسیری پیش بینی شده سوق دهند. این همان اصلی است که در کوچینگ اجرا می شود. کوچ هیچ راهکار از پیش تعیین شده ای برای مراجعان ندارد،بلکه به توانمندی آنان برای حل مکشلات ایمان دارد.

  • اصل دیگر می گوید انسان ها موجوداتی چندوجهی و یکپارچه هستند

یعنی انسان را باید به عنوان موجودی یکپارچه بررسی کرد به این معنا که در وجود انسان اجزای مختلف روحی و روانی با یکدیگر در ارتباط هستند و نمی توان یک جزء را جدای از دیگر اجزا درمان کرد.با اینکه در این رویکرد، ذهن، بدن و احساسات از هم تفکیک می شوند هیچ گاه با بررسی یک جزء( به طور منفرد) نمی توان به درک کلی از وجود انسان دست یافت.

از این رو کوچینگ زندگی به دنبال برقراری ارتباط میان بخش های مختلف زندگی مراجعان است.در کوچ کسب و کار نیز همین رویکرد وجود دارد با این تفاوت که بر جنبه کسب و کاری زندگی مراجعان تمرکز می شود.

  • در روان شناسی انسان گرا، اعتقاد بر این است که انسان ها منحصربفرد هستند

در نتیجه طبق اصول کوچ،” همانطور که یک لباس اندازه تن همه نیست، یک راهکار خاص هم برای همه مناسب و کارآمد نیست.”

انسان ها با هم متفاوت هستند و باید به این تفاوت ها احترام گذاشت.روان شناسی انسان گرا اعتقاد دارد انسان ها انتخاب های مختلفی دارند و می خواهند زندگی را بر اساس انتخاب های خود تجربه کنند. کوچ نیز مراجعان خود را معماران توانایی می داند که قرار است آینده خود را طراحی کنند تصمیم بگیرند و مسئولیت عواقب تصمیم های خود را بپذیرند.

  • ارزشمند بودن انسان ها

از دیگر اصولی که در روانشناسی انسان گرا مطرح می شود پذیرش بی قید و شرط مراجعان است. بدین معنا که کوچ یا روان شناس انسان گرا هیچ تلاشی برای تحمیل نظر یا تصمیم خود به مراجع نمی کند بلکه او را کاملا می پذیرد و برای رفتار، تفکرات و تصمیماتش ارزش قائل است.این اصل، زمینه ساز ارتباطی است که با شکل گیری آن مراجع می تواند توانایی ها و ظرفیت های خود را کشف و به تحول و رشد فردی دست یابد.

کوچ_کوچینگ

جمع بندی

  • کوچینگ، باز کردن قفل پتانسیل یک فرد برای به حداکثر رساندن عملکرد اوست. محور و تصمیم گیرنده اصلی در جلسات کوچینگ مراجع است. فرایند کوچینگ، مالکیت مسئله را بر عهده فردی می گذارد. هدف کوچینگ ایجاد عملکرد بهتر است.
  • کوچینگ به طور مستقیم و غیرمستقیم با تفکرات شرقی رابطه دارد.
  • منتور فردی آگاه و با تجربه است که در زمینه خاصی موفق و متخصص است و تجربیات و دانش خود را در اختیار افراد کم تجربه و شاید مبتدی قرار می دهد.
  • درمانگر فردی است که با بیماری که یا دچار کم توانی یا ناتوانی روانی یا جسمانی است، سرو کار دارد.
  • به طور کلی دو سبک برای کوچینگ وجود دارد: کوچینگ هدایتی و کوچینگ ارتباطی .
  • یک کوچ خوب در کار با مراجعه کننده ، رویکردی حمایتی دارد وسوال های مناسب را در زمان مناسب و به روش صحیح می پرسد.
  • نکاتی که کوچ باید رعایت کند:
  • سبکی متناسب با خودتان،مراجع و شرایط انتخاب کنید.
  • درباره سبک کوچینگ خود و مناسب بودنش درخواست بازخورد کنید.
  • در جلسه قرارداد رابطه عمیق و همدلانه بسازید.
  • افرادی که کارشان کوچینگ کسب و کار (بیزینس کوچینگ) است عموما افراد کارآفرین یا صاحبان با تجربه کسب و کار هستند.با بهره گیری از کوچینگ نه تنها افراد از نظر شخصیتی رشد می کند بلکه در رویه کاری مدیریت نیز جهش واضحی دیده می شود.
  • معمولا از زبان مدیران می شنویم که آنها دوست دارند کوچ کنند اما وقت ندارند.
  • فرهنگ سازمان می تواند یک مانع بالقوه بر سر راه اجرای کوچینگ باشد.
  • مدیران و کارآفرینانی که مهارت کوچینگ دارند قطعا گوش دادن موثر را بلد هستند و هوش هیجانی خود را تقویت کرده اند.
  • کوچینگ در روانشناسی انسان گرا ریشه دارد. روان شناسی انسان گرا چندین اصل دارد: اولین اصل آن خوش بین بودن به مردم است اصل دیگر می گوید انسان ها موجوداتی چندوجهی،یکپارچه و منحصربفرد هستند و اصل بعدی درباره ارزشمند بودن انسان هاست.

پیشنهاد کارابیــــــز

نقطه سرخط با محسن نژند

نقطه سرخط با محسن نژند

تو مجموعه ویدئوهای نقطه سر خط، ما مصاحبه های جذاب از کارآفرین ها و بنیان گذارای استارتاپ…

مایکروسافت آفیس office چیست؟-اهمیت آفیس برای مشاغل

مایکروسافت آفیس Office چیست؟+اهمیت آفیس برای مشاغل

وقتی برق قطع شده وبعد از یه مدتی وصل میشه برای شادی روح ادیسون خدابیامرز یک صلوات…

مصاحبه با شهروز شفیعی مشاور برند و بازاریابی

مصاحبه با شهروز شفیعی مشاور برند و بازاریابی توی دنیای شلوغ و پرسرعت امروز، گاهی یک هدف…