کارآفرینی-ایده کارآفرینی-کارآفرینی اجتماعی چیست

کارآفرینی | 7 نوع کارآفرینی | تفاوت استارتاپ و سایر کسب و کارها

در این مقاله مطالعه می‌کنید:

اگر با تصور کارآفرین شدن قند در دلتان آب می شود اما ریزه کاری های آن را نمی دانید، قصد دارید اصطلاحات رایج این حوزه مثل “اکوسیستم” را مطالعه کنید،علاقه مندید استارتاپ خود را داشته باشید اما نمی دانید تفاوت استارتاپ با سایر کسب و کارها چیست؟

این مقاله همان مطلبی است که پاسخ ابهام ها و سوالاتتان را می دهد.اصطلاحات و اشتباهات رایج در استارتاپ ، تعریف فرصت،ایده ، منابع پیدا کردن ایده برای یک کسب و کار جدید همگی مطالبی هستند که برای شروع کسب و کار باید بدانید و ما آنها را در این مقاله گردآورده ایم.

کارآفرین کیست؟ کارآفرینی چیست؟

کارآفرین کسی است که یکی از مرزهایی را که در برابر خود دارد،شکسته و به جلو گام برمی دارد. مرزشکن،فن آفرین،نوآور،ریسک پذیر،ارزش آفرین،جستجوگر فرصت یا پیشاهنگ واژه هایی هستند که می توانند کارآفرین را توصیف کنند. به عبارت دیگر کارآفرین کسی است که در حوزه فعالیت خودش استانداردها را ارتقا می دهد و استانداردهای جدیدی ایجاد و ارزش آفرین می شود.

بنابراین یک مربی ورزش هم می تواند کارآفرین باشد اگر با استفاده از روش های تمرینی جدید و متفاوت بتواند رکوردهای جدیدی خلق کند و استاندارد حوزه ورزشی خود را بالاتر ببرد. اگر یک مدیر بتواند در کسب و کار خود از ابزارها و فناوری های جدیدی استفاده کرده تا محصولات بهتری تولید کند یا روش فرایند تولید خود را به شیوه بهینه تغییر دهد ارزش آفرینی کرده وکارآفرین محسوب می شود.

در واقع پیدا کردن راه های جدید برای پاسخ به نیازهای مشتریان و ایجاد نگرشی جدید نسبت به تولیدات و خدمات موجود از مهم ترین کارهای ارزش آفرینان محسوب می شود.

پژوهشگری به نام استیونسون(Stevenson)می گوید:”کارآفرینی عبارت است از فرایند ارزش آفرینی از طریق گردآوری مجموعه منحصربفردی از منابع به منظور بهره برداری از فرصت ها”.

شومپیتر اولین کسی بود که کارآفرینی را در اقتصاد مطرح کرد از نظر او کارآفرین فردیست که تشخیص می دهد چگونه منابع موجود باید با یکدیگر ترکیب شوند تا ارزشهای اضافه ایجاد گردد.مهم ترین کار وی ایجاد پیوندهای قوی بین کارآفرینی و نوآوری بوده و اعتقاد داشت که کارآفرینان تغییر را آغاز می کنندو فرصتهای جدید بوجود می آورند.

کارآفرینی ایرانی-کارآفرینی با سرمایه کم-

کارآفرینان “به اندازه ” ریسک می کنند!!!

کلمه کارآفرین و کارآفرینی ریسک را به ذهن ما می آورد اما جالب است بدانید مطالعات اقتصاددانان،جامعه شناسان و روانشناسان نشان می دهد که کارآفرینان آنقدرها که ما تصورمی کنیم عشق خطر نیستند. در یک مطالعه از کارآفرینان و کارمندان بزرگسال پرسیده شد که کدام یک از سه ریسک زیر را ترجیح می دهند:

  • تاسیس یک شرکت با ارزش بالقوه 5 ملیون دلار با 20% شانس موفقیت
  • تاسیس یک شرکت با ارزش بالقوه 2 ملیون دلار با 50% شانس موفقیت
  • تاسیس یک شرکت با ارزش بالقوه 1.25 ملیون دلار با 80% شانس موفقیت

کارآفرینان به طور قابل توجهی بیش از افراد معمولی به انتخاب آخرین گزینه،یعنی معقول ترین ریسک تمایل داشتند. به طور متوسط بدون در نظر گرفتن ثروت، درآمد، سن، تحصیلات،جنسیت،وضعیت تاهل یا تجربه کارآفرینی ، آنها کم ریسک ترین سرمایه گذاری را ترجیح می دهند.

نتایج این پژوهش نشان می دهد کارآفرینان ریسک می کنند اما بسیار سنجیده و معقول و قبل از ریسک کردن،همه جوانب را می سنجند.

می خواهم کارآفرین شوم،شغل فعلی خود را ترک کنم؟

رید هافمن بنیانگذار لینکدین می گوید یک کارآفرین کسی است که “از روی صخره بپرد و در مسیر فرود،یک پلن بسازد”.

آیا زمانی که کارآفرینان یک سرمایه گذاری جدید را آغاز می کنند باید با ترک شغل روزانه خود از روی صخره بپرند؟

ممکن است برخی فکر کنند کار روزانه برای کسی که می خواهد یک استارتاپ را شروع کند حواس پرتی ایجاد کند و درعین حال استعفا دادن از شغل کارمندی که الان داریم بیرون آمدن ازمنطقه امن محسوب شود که باعث ایجاد انگیزه برای کار روی استارتاپمان شود اما اجازه بدهید نتایج پژوهشی در این زمینه را بررسی کنیم تا بتوانیم به این سوال که ترک شغل فعلی کار درستی است یا نه درست پاسخ دهیم.

جوزف رافی و جای فنگ دو تن از پژوهشگران حوزه مدیریت و کسب و کارهستند آنها یک گروه پنج هزار نفره از کارآفرینان را بین سالهای 1994 تا 2008 مورد مطالعه قرار دادند تا ببینند آیا ماندن در شغل فعلی برای موفقیت در کسب وکار جدید بهتر بوده است یا ترک آن.

عجیب نبود که این مطالعه نشان داد کارآفرینانی که سرمایه گذاری های ریسکی خود را بدون رها کردن شغل فعلی خود انجام دادند ریسک گریزتر از آنهایی بودند که شغل خود را رها کرده اند و اعتماد به نفس کمتری در مورد ایده هایشان داشتند.

با این حال نتایج نهایی این مطالعه غافل گیرکننده بود: کارآفرینانی که شغل خود را حفظ کرده بودند 33% کمتر از کسانی که شغل خود را رها کرده بودند دچار شکست می شدند.

کارآفرینانی که شغل روزانه خود را حفظ کرده بودند سبد ریسک های خود را متعادل کرده بودند. امنیت شغل فعلی به آنها فرصت داد تا ایده های خلاقانه را با سرعتی معمولی توسعه دهند و در طول مسیر خطاها و شکستهای آنها را بفهمد.

برخی کارآفرینان به نام که حتما با آنها آشنا هستید هم این تجربه را داشتند و در ابتدای شروع کارآفرینی خود، بلافاصله شغل کارمندی خود را ترک نکردند از جمله:

پیرامیدیار شغل روزانه خود را تا نه ماه پس از راه اندازی eBay حفظ کرد و تنها زمانی که شرکتش بیش از شغلش درآمد ایجاد می کرد آن را رها کرد.

فیل نایت بنیانگذار نایکی،فروش کفش های رانینگ را از صندوق عقب ماشین خود در سال 1964 آغاز کرد اما تا پنج سال بعد به عنوان حسابدار مشغول به کار بود.

سارا بلایکی بنیانگذار اسپانکس در سن 27 سالگی ایده ی جوراب شلواری بدون کف به ذهنش رسید و تمام پس انداز خود را که 5000 دلار بود در راه توسعه کارش سرمایه گذاری کرد. او در شغل خود که فروش ماشین فکس بود برای دو سال ماند و نمونه های اولیه محصولش را شب ها و آخر هفته ها می ساخت.بعد از راه اندازی اسپانکس،بلایکی جوان ترین بیلیونر خود ساخته در جهان شد.

بیل گیتس پس از ایجاد سیستم عاملDOS MS ،بلافاصله دانشگاه هاروارد را رها نکرد. برخلاف چیزی که درباره او مشهور است که بیل گیتس دانشگاه را رهاکرد و به دنبال کارآفرین شدن رفت باید بدانید او یک سال صبر کرد و به دانشگاه ادامه داد پس از آن هم یک مرخصی قانونی گرفت که به او اجازه می داد اگر طرحش شکست خورد به دانشگاه بازگردد و این همان ریسک معقول و منطقی است که پیش از این گفتیم.

تاریخچه کارآفرینی در جهان:

مبانی نظری و علمی کارآفرینی از کشورهای صنعتی و به طور مشخص از آلمان،انگلستان و آمریکا شروع شد و سپس کشورهایی چون ژاپن،هند،مالزی،سنگاپور،کره جنوبی با توجه به نقش و اهمیت کارآفرینی در رشد و توسعه اقتصادی کشورهای پیشرفته،پرورش و تربیت کارآفرینان و ترویج روحیه و فرهنگ کارآفرینی را  سرلوحه برنامه های اقتصادی خود قرار دادند.

اولین کشورهایی که در این زمینه کار کردند آلمان،انگلیس و آمریکا بودند. در آلمان در سالهای 1933 تا 1935 مطالعه و شناسایی بر روی افراد با انگیزه و نوآور که دارای محدودیت های مالی بودند آغاز شد. اولین سیاست ها،سیاست های حمایتی از این افراد بود. به دنبال آن دانشکده هایی برای تربیت این افراد در این کشور ایجاد شد. بعد از مدتی انگلیس و آمریکا نیز چنین دانشکده هایی را دایر کردند.

در این دانشکده ها آموزش ها عمدتا به صورت کلاسیک نبود،بلکه حالت آموزش و سمینارگونه داشت. افراد در این آموزشکده ها مسائل خودشان را می گفتند و از تعدادی روان شناس ،رفتارشناس و جامعه شناس و استاد مدیریت استفاده می کردند.

اولین کشوری که ترویج فرهنگ کارآفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد،ژاپن بود. اولین موسسه در توکیو در سال 1956 میلادی آغاز به کار کرد.در سال 1958 سازمان آموزش و پرورش ژاپن طرحی را برای اشاعه فرهنگ کارآفرینی تحت عنوان سربازان فداکار اقتصادی ژاپن،پیاده و اجرا کرد.

بر اساس این طرح افراد از سطح دبیرستان ها به مسئله کارآفرینی پرداخته و آموزش دیدند که در حین تحصیل چگونه کار کنند و به دنبال کسب سود باشند و چگونه کشورشان را از وابستگی صنعتی رهایی دهند. به تدریج مسئله کارآفرینی در ژاپن به سطح دانشگاه ها هم کشیده شد.در مالزی به دلیل اهمیت موضوع،وزارت توسعه کارآفرینی تشکیل شد.

در انگلستان دولت به دانشگاه ها جهت آموزش کارآفرینی کمک هزینه پرداخت می کند. در هلند برای پرسنل کسب و کارهای کوچک و متوسط آموزش های حرفه ای برگزار شد.

تا دهه 1980 سه موج وسیع موضوع کارآفرینی را پیش برده است:

موج اول، ازاواسط دهه 1950 شروع شد و شامل انفجار عمومی مطالعه و تحقیق درباره کارآفرینی از طریق انتشار کتابهای زندگی کارآفرینان و تاریخچه کسب و کارهای آنها و مواردی چون شیوه های سریع پولدار شدن بود.

موج دوم،از دهه 1960 شروع شد شامل ارائه رشته های آموزش کارآفرینی در حوزه های مهندسی و بازرگانی بود که درحال حاضر این حوزه ها به سایر رشته ها تسری یافته است.

موج سوم،از اواخر دهه 1970 آغاز شد شامل افزایش علاقه مندی دولت ها به تحقیقات در زمینه کارآفرینی و کسب وکارهای کوچک،تشویق رشد شرکت های کوچک و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری های صنعتی می شود.

بین سالهای 1970 تا 1992 میلادی بیش از 96درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برتر تبدیل کند،توسط کارآفرینان صورت گرفت.

ویژگی های کارآفرینان-کارآفرین کیست-

 

ویژگی های کارآفرینان:

نمی توان به طور قطع گفت که همه کارآفرینان چه ویژگی هایی دارند و چه ویژگی هایی ندارند اما آنچه تجربه و نتایج تحقیقات بسیار در این زمینه نشان داده این است که برخی ویژگی ها بیشتر در کارآفرینان دیده شده پس می توان گفت در آنها عمومیت دارد،ازجمله اینکه گفته می شود برخی ویژگی های اجتماعی کارآفرینان بدین شرح است:

  • خلاقیت و نوآوری
  • هدف گرایی
  • ریسک پذیری
  • فرصت گرایی و فرصت شناسی
  • آینده نگری و دوراندیشی
  • انعطاف پذیری
  • اهل کار و عمل
  • اعتماد بنفس و خودباوری و واقع بینی

پژوهشگری به نام دوبرین(Dobrin)معتقد است این ویژگی ها در میان کارآفرینان عمومیت دارد.

مهارت های مورد نیاز کارآفرینان:

اندیشمندان و تحقیقات مختلفی به این موضوع پرداخته اند که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم.از یک دیدگاه می توان مهارت های مورد نیازکارآفرینان را به چهاردسته تقسیم بندی کرد که هر یک از این چهار دسته خود دارای مولفه هایی هستند:

  • مهارت های فردی:

روحیه مخاطره جویی،نیاز به موفقیت،اعتماد به نفس،اعتماد به دیگران،هدف گرایی،نوآوری،پافشاری،سخت کوشی،نگرش مثبت،آگاهی فردی،تعهد،انرژی،جستجو،صبر و بردباری.

  • مهارت های میان فردی:

تمایل و توان برای صحبت با دیگران،مهارت شنود اثربخش،توانایی تشویق دیگران،توانایی مذاکره و حل تعارضات،توجه به دیگران.

  • مهارت های تفکر انتقادی و خلاقانه
  • توانایی تفکر خلاق
  • توانایی حل مساله
  • داشتن اعتماد به نفس
  • توانایی تنظیم اهداف و تدوین برنامه برای تحقق آنها
  • توانایی شناسایی فرصت ها و خلق ایده ها
  • مهارت های کاربردی

ویژگی های کارآفرینان-کارآفرین برتر

استعدادهای فکری،توانایی فیزیکی(نیرومندی و استقامت)،توانایی کار کردن بصورت مستقل، داشتن دانش و آگاهی،مهارت های کلامی و ارتباطی.

همچنین در یک تقسیم بندی دیگر مهارت های مورد نیاز کارآفرینان در سه حوزه تقسیم می شود:

  • مهارت های فنی: مولفه های این دسته مهارت ها شامل نوشتاری،ارتباطات شفاهی،مدیریت فنی کسب وکار،تکنولوژی،میان فردی،شنیداری،سازماندهی،ایجاد شبکه های ارتباطی،سبک مدیریت،مربیگری،ایفا کننده نقش در تیم.
  • مهارت های مدیریت کسب و کار: برنامه ریزی و تدوین اهداف،تصمیم گیری،روابط انسانی،بازاریابی،امور مالی،حسابداری،مدیریت کنترل،مدیریت توسعه.
  • مهارت های کارآفرینانه فردی:کنترل درونی،ریسک پذیری،نوآوری،تغییر محوری،پافشاری،توانایی مدیریت تغییر.

انواع کارآفرینی:

در طول عمر پیدایش علم کارآفرینی،انواع مختلفی از کارآفرینی از سوی افراد مختلف شناسایی و معرفی شده است اما اکثر اندیشمندان این عرصه روی دو نوع کارآفرینی فردی و مستقل و سازمانی تاکید دارند. تفاوت این دو نوع کارآفرینی را در جدول زیر می بینیم.

  • کارآفرینی فردی:

به این دلیل به این نوع کارآفرینی مستقل یا فردی می گویند که شخص کارآفرین به طورمستقل کسب و کارجدید خود را تاسیس می کند.شخص کارآفرین با استفاده از خلاقیت و شناسایی فرصت ها و بسیج منابع اقدام به نوآوی می کند که نتیجه کار وی به صورت محصول جدید،خدمات جدید،فرایند جدید یا ترکیبی از آنها ظهور پیدا می کند.

  • کارآفرینی سازمانی یا درون سازمانی:

این نوع کارآفرینی پرورش رفتار کارآفرینانه در سازمانی است که پیش تر تاسیس شده است. در این نوع کارآفرینی،یک شرکت یا سازمان محیطی را فراهم می کند تا اعضا بتوانند در امور کارآفرینی مشارکت داشته باشند.

به مرور زمان کارآفرینی وارد حوزه های مختلف شد وبرخی مفاهیم جدید شکل گرفته از جمله:

  • کارآفرینی اندیشه:

به معنی کسی که ایده های زیادی دارد اما آنها را اجرا نمی کند بلکه با فروش آنها درآمد قابل توجهی به دست می آورد.

  • کارآفرینی پیاپی:

به معنی کسی که شرکتی را تاسیس و آن را هدایت و تاسیس می کند تا ارزشمند شود و با فروش آن درآمدی بدست آورد و بلافاصله شرکت دیگری را تاسیس کند و به همین روش تعداد زیادی شرکت را تاسیس می کند و پس از مدتی به فروش می رساند.

  • کارآفرینی اخلاقی:

به معنی ترجیح دادن مسائل اخلاقی به منافع شخصی در کسب و کار.

  • کارآفرینی ارزشی:

به معنی ترجیح دادن ارزش های معنوی به منافع شخصی.

  • کارآفرینی سبز یا کارآفرینی زیست محیطی:

به معنی کسی است که با حفظ محیط زیست و ترجیح دادن آن به منافع شخصی،رفتاری کارآفرینانه دارد.این نوع کارآفرینی مفهوم کسب و کارها را با آگاهی از پایداری و سایر اصول مسلم نهضت زیست محیطی ترکیب کرده است.

مفهوم نوآوری:

موران ویل(Maranville)معتقد است نوآوری می تواند به عنوان راه حلی مناسب برای برآورده کردن نیازهای جدید،نیازهای تعریف نشده و همچنین نیازهای بازار موجود عمل کند. ریچارد ال،داف(Richard,Elle,Duff) در تعریف نوآوری آن را از تغییر متمایز کرده ومعتقد است تغییر، ایجاد هرچیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد،

اما نوآوری اتخاذ ایده هایی است که برای سازمان جدید است،بنابراین تمام نوآوری ها منعکس کننده یک تغییرند،اما تمام تغییرها نوآوری نیستند. با توجه به این تعاریف مشخص شد که نوآوری نتیجه خلاقیت است به عبارت دیگر خلاقیت لازمه نوآوری است و فرد قبل از انجام یک فعالیت نوآورانه ابتدا باید اندیشه خلاقانه آن فعالیت را داشته باشد.

در تجارت و اقتصاد از نوآوری به عنوان کاتالیزور یا سازمان دهنده ای برای رشد یاد می شود. در زمینه سازمانی،نوآوری به مفهوم ایجاد تغییرات مثبت در زمینه بازدهی،بهره وری،کیفیت،قدرت رقابتی و سهم بازار است. این در حالی است که تحقیقات نشان می دهد که فرهنگ سازمانی نقش مکمل و ملموسی در تواناسازی سازمان در زمینه ترویج فعالیت های نوآورانه دارد.

در این زمینه پیتردراکر(Peter Drucker)معتقد است که نوآوری تابع مشخصی از کارآفرینی است که می تواند خود را در فعالیت های مختلف مانند راه اندازی یک کسب و کار،یا ایجاد یک تغییر در کسب و کار موجود،یک نهاد خدمات رسانی یا شروع یک سرمایه گذاری نشان دهد. وی نوآوری را وسیله ای برای ایجاد منابع جدید یا استفاده بهتر از منابع و ظرفیت های موجود در مسیر تولید ثروت می داند.

نوآوری-کارآفرینی-کارآفرین

نکته دیگر اینکه نوآوری فراتر از اختراع است و نباید حتما فنی باشد. نمونه های بسیاری از نوآوری های اجتماعی و اقتصادی وجود دارند. نوآوری یک نظریه یا طرح است که دانش و تکنیک های موجود را با هم ترکیب می کند تا مبنای نظری برای یک مفهوم جدید ایجاد کند بنابراین نوآوری ابعاد مختلفی دارد.

نوآوری می تواند بنیادی یا تدریجی باشد. نوآوری های بنیادی به نوآوری های انقلابی،اصیل،پیشرو،متحول کننده و یک باره اشاره دارد. نوآوری های تدریجی بهبود های کوچکی هستند که برای بهبود و توسعه خدمات،محصولات و یا فرایندهای پیاده سازی شده انجام می شوند.

اگرچه این دوگانگی به معنای برتری یکی بر دیگری نیست. نوآوری محصول،همانگونه که از نام آن پیداست بیانگر تغییر در محصول یا خدمات نهایی است که سازمان ارائه کرده است در حالیکه نوآوری فرایند،بیانگر تغییرات در روشی است که شرکت ها محصول یا خدمات نهایی را تولید می کنند.

برخی پژوهشگران نوآوری را به دو مقوله فنی و نظارتی تقسیم کرده اند. نوآوری فنی(مبتنی بر فناوری) درباره پذیرش ایده های جدیدی است که به طور مستقیم بر فرایندهای خروجی اصلی اثرمی گذارند در حالیکه نوآوری های اجرایی،شامل تغییراتی هستند که بر خط مشی ها،تخصیص منابع و عوامل دیگر در ارتباط با ساختار اجتماعی سازمان،اثر می گذارند.

 معنی فرصت در کارآفرینی، انواع آن و ریشه های شکل گیری فرصت:

فرصت در مقابل تهدید معنی پیدا می کند. فرصت به موقعیتهایی اطلاق می شود که اولا قابل کنترل توسط فرد باشد و ثانیا این موقعیت ها پی آمدهای مثبتی برای فرد به همراه داشته باشد.فرصت به هر موقعیت مناسب در بازار اطلاق می شود که در آن موقعیت بتوان محصول/خدمات جدید(ایده) را عرضه نمود.فرصت به موقعیتی گفته می شود که در آن فرد بر این باور است که با نوترکیبی منابع می تواند به سودی نائل گردد.

در واقع باید گفت فرصت به مجموعه عملیاتی اطلاق می شود که اولا امکان انجام داشته باشد و ثانیا ارزش انجام داشته باشد. اگر بخواهیم فرصت و ایده را در ارتباط با هم تعریف کنیم،می توان گفت:

فرصت به امکان پذیری برآوردن نیازهای بازار اطلاق می شود و ایده به ترکیب خلاقانه منابع اطلاق می گردد. در واقع فرصت ماهیتی مسئله گونه داشته و ایده راه حل انتخابی برای مسئله مذکور است.

تیمونز معتقد است عواملی که باعث ایجاد فرصتهای کارآفرینی می شوند را می توان اینطور دسته بندی کرد:

  • تغییرات در قوانین
  • تغییر در زنجیره تامین وکانالهای توزیع
  • حوادث غیرمترقبه
  • تحولات جمعیتی
  • تغییر در ساختار صنعت
  • تغییر در سلایق ونیازهای مشتریان
  • دانش جدید
  • عدم توجه شرکتهای مسلط در بازار به مشتریان

بعد از اینکه متوجه شدیم ریشه شکل گیری فرصت ها چه چیزهایی هستند حالا نوبت این است که انواع فرصت های کارآفرینی را دسته بندی کنیم:

  • محصولات جدید
  • خدمات جدید
  • روشهای تولید جدید
  • روشهای جدید بازارسازی
  • روشهای جدید اطلاع رسانی به مشتریان
  • ساختارهای جدید سازمانی
  • روابط جدید بین سازمانی

ایده در کارآفرینی:

ایده به معنای یک راه حل خلاقانه برای رفع مشکلی خاص است.ایده یک تصور ذهنی است که طی فرایندهایی منجر به تولید خدمات/محصولات جدید می شود.

منابع اصلی برای بدست آوردن ایده های جدید عبارتند از:

  • تحقیق و توسعه:

با تحقیق و توسعه درباره یک محصول،یک نیاز،یک منبع و یک فناوری می توان ایده های جدیدی به دست آورد.

  • نظرخواهی از افراد مطلع:

برای بدست آوردن ایده های جدید می توان به افراد با تجربه و فعال در طراحی،تولید،بازاریابی،فروش و تحقیقات بازار مراجعه کرد.

  • مشتریان:

با بررسی خواسته های مشتریان می توان به نیازها و خواسته های آنها پی برد. کارآفرین می تواند با انجام تحقیقات بازار در بازار هدف و یا با تجزیه و تحلیل نظرات مشتریان در خصوص کالاهای مصرفی به ایده های جدید برسد.

  • شرکت های موفق:

می توان از تجزیه و تحلیل رفتار شرکت های موفق از جمله تبلیغات آنها،اولویت های تحقیق و توسعه آنها و سیاست های بازاریابی آنان به ایده های جدیدی دست یافت.

  • کانال های توزیع:

فروشندگان و واسطه ها به دلیل نزدیکی به بازار اطلاعات ارزشمندی را در اختیار دارند.استفاده از تجارب افراد فعال در کانال های توزیع، کارآفرین را به ایده های جدید رهنمون می کند.

  • منابع مواد اولیه:

دسترسی مناسب و ارزان به منابع مواد اولیه،برای محصولات مصرف کننده آن مواد اولیه،مزیت رقابتی ایجاد می کند.

  • فناوری های دردسترس:

فناوری ها با تحولات سریعی که دارند،جهت تغییرات در بازار محصولات را نیز تعیین می کنند.تحلیل فناوری های موجود و بررسی ترکیبات ممکن آنها،کارآفرین را به ایده های جدید می رساند.

  • منابع اطلاعات بازار:

مجلات بازرگانی،نمایشگاه ها،موسسات پژوهشی،آزمایشگاه ها،آژانس های تبلیغاتی،اطلاعات زیادی را عرضه می کنند.این اطلاعات منابع ایده های جدید است.

  • اینترنت.

  • فرهنگ مشاغل موجود در سایر کشورها.

 اکوسیستم کارآفرینی(Entrepreneurship Ecosystem):

اکوسیستم کارآفرینی شامل شبکه های کارآفرینان،رهبری،تامین مالی،استعداد،دانش و خدمات پشتیبانی است.حضور این عناصر و تعامل بین آنها عمدتا موفقیت اکوسیستم را تعریف می کند.اکوسیستم کارآفرینانه شامل سه بعد است:

اکوسیستم کارآفرینی-کارآفرین-

  • بازیگرانی که آن را تشکیل می دهند
  • تعاملات آنها(شبکه رسمی و غیررسمی)
  • زیرساخت های فیزیکی و فرهنگ

اکوسیستم کارآفرینانه شامل نهادهایی است که از کارآفرینان حمایت می کنند: آژانس های مالی دولتی یا خصوصی(بانکها،حامیان کسب و کار،سرمایه گذاران و غیره).نهادهای حمایتی (انکوباتورهای کسب و کار،مشاوران و غیره)،سازمانهای تحقیقاتی ( مراکز تحقیقاتی،آزمایشگاه ها و غیره) و کنسرسیوم های کسب و کار(کسب و کار فعال،انجمن ها و اتحادیه های کارگری و غیره).

درباره عوامل تشکیل دهنده اکوسیستم پژوهش ها و نظریه های مختلفی وجود دارد یکی از مشهورترین آنها مدل اکوسیستم کارآفرینی آیزنبرگ است که نمودارآن در ادامه آمده است:

استارتاپ چیست؟

استارت آپ ها نوعی کسب و کار نوپا هستند اما هر کسب و کار نوپایی را نباید استارت آپ نامید.

نیل بلومنتال،موسس و مدیرعامل کمپانی واربی پارکر(Warby Parker) استارتاپ را چنین تعریف می کند:یک کمپانی نوپا است که راه حلی نوین را برای یک مساله ارائه می کند در حالی که تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راه حل ارائه شده وجود ندارد.

در واقع فاکتور اصلی یک استارت آپ را باید توانایی آن برای رشد بدانیم.گراهام استارتاپ را یک کمپانی تعریف می کند که ساختار آن برای رشد سریع معماری شده است. درواقع تمرکز برای رشد فارغ از فاکتورهایی نظیر جغرافیا است که اعضای استارتاپ آن را تاسیس کرده اند.از این رو استارتاپ ها را باید از کسب و کارهای کوچک جدا کرد. یک رستوران جدید در یک شهر را نباید به عنوان یک استارت آپ بشناسیم.

تفاوت استارتاپ با سایر کسب و کارها:

برای استارت آپ تعریف های مختلفی وجود دارد و هر فردی به شکل متفاوتی این واژه را تفسیر می کند اما واقعا به چه کسب و کارهایی استارت آپ گفته می شود و چه کسب و کارهایی را نباید استارت آپ نامید؟در چند سال اخیر شوق استارت آپ بودن آنقدر زیاد شده که پیش می آید حتی شرکتهایی با قدمت 10 -15 سال نیز خود را یک استارت آپ معرفی می کنند.

راه اندازی استارتاپ هم نوعی کارآفرینی است اما خروجی هر نوع کارآفرینی،استارت آپ نیست.

استارتاپ ها نوعی شرکت های نوپاهستند که رشد سریعی دارند ولی در آغاز کار با عدم قطعیت های فراوانی دست و پنجه نرم می کنند به طوری که در آغاز کار در مورد اینکه مشتریان شان را چه افرادی تشکیل می دهند،قصد تولید چه محصولی را دارند و چگونه می خواهند پول در بیاورند، سردرگم هستند.

استیو بلنک تعریف دیگری از استارت آپ ارائه داده است به اعتقاد وی استارت آپ یک سازمان موقتی است که به دنبال مدل کسب و کاری گسترش پذیر،تکرار پذیر و سودآور می گردد.

از تعریفی که بلنک ارائه کرده است می توان نتیجه گرفت سازمانی را که در مرحله جستجوی مدل کسب و کار است استارت آپ می نامند و زمانی که این سازمان توانست مدل کسب و کار خود را بیابد دیگر استارت آپ نیست.البته این یک قانون صد در صدی نیست و گاهی حتی به شرکت های جاافتاده تر هم استارت آپ گفته می شود.

در نتیجه هنوزمعیار مشخصی برای تعیین استارت آپ بودن یا نبودن یک کسب و کار نیست،البته در این میان کسب و کارهایی هستند که به طور قطع یک استارت آپ محسوب نمی شوند مانند خشکشویی بزرگ،گاوداری و کارگاه تراشکاری،کارخانه تولید فرش، ماکارونی و پتروشیمی.

علیرغم اینکه تعداد زیادی از استارت آپ ها از فناوری اطلاعات به طور جدی استفاده می کنند اما تمام استارت آپ ها در زمینه  ITفعالیت ندارند و بعضی از آنها در حوزه های ژنتیک،نانوتک،بیوتک و … فعالیت دارند.

استارتاپ ها به سرعت رشد می کنند.آنها خدمات یا محصول نوآوراه ای دارند که قرار است به بخش بزرگی از بازار عرضه شود.این یکی از دلایلی است که بسیاری از استارتاپ ها تحت وب شکل می گیرند. در مقابل کسب و کارهای سنتی نه به دنبال رشد سریع هستند و نه بخش بزرگی از بازار. برای بسیاری از کسب وکارها در دست گرفتن بخش کوچکی از بازار و فعالیت طولانی مدت در آن مناسب است.

فرض کنید که طلافروشی بزرگ دارید با سرمایه گذاری کلان،آیا می توانید یک ماه آن را تعطیل کنید؟ بله اما تبعات زیادی دارد.شما اگر یک ماه را تعطیل کنید در حقیقت یک ماه کار نکرده اید و درآمدی هم در این یک ماه نداشته اید.

استارت آپ ها به گونه ای هستند که اگر صاحبانشان در سفر باشند یا حتی برای مدتی دفتر کارشان را ببندند به واسطه پلتفرم هایی که طراحی کرده اند،درآمدشان پابرجاست و از رشد و در دست گرفتن بازار عقب نمی مانند و این قدرت تکنولوژی در استارت آپ را نشان می دهد.برای مثال یک فروشگاه اینترنتی در نیمه شب هم می تواند فروش داشته باشد بدون آنکه مدیران آن در دفتر کارشان باشند.

کارآفرینی_استارتاپ-

 

انواع استارتاپ:

با توجه به اینکه استارت آپ ها در چه بازاری فعالیت خواهند داشت به صورت زیر دسته بندی می شوند:

  • بازار موجود:

اگر استارت آپ ها وارد بازاری شوند که در آن رقبا فعالیت دارند و مخاطبان تجربه استفاده از سرویس های مشابه را دارند و از قیمت ها اطلاع دارند.

  • بازار جدید:

اگر بازاری که استارت آپ قصد فعالیت در آن را دارد از پیش موجود نباشد رشد این استارت آپ ها در چند سال اول فعالیت بسیار آهسته خواهد بود و سرمایه ی زیادی را نیز احتیاج دارد.اما بعد از رسیدن به همخوانی محصول با بازار،این کسب و کارهای نوپا رشد نمایی پیدا می کنند.

  • بازار باز یا بخش بندی شده:

این استارت آپ ها برای فعالیت یک بازار موجود و در عین حال گوشه کوچک ومورد توجه قرار نگرفته ای را انتخاب می کنند و در این بازار رشد می کنند تا بتوانند برای رقابت با رقبای اصلی به اندازه کافی بزرگ شوند.

  • کلون ها:

وقتی شرکت های بزرگ فناوری به علل مختلفی وارد بعضی بازارهای قابل قبول نمی شوند،این بازار به اندازه کافی برای راه اندازی نسخه های کلون آنها جذاب خواهد بود.معروف ترین استارت آپ های ایرانی مانند دیجی کالا،آپارات، اسنپ،کافه بازار و … از این نوع هستند.

برخی اشتباهات رایج در استارتاپ:

  • لزومی ندارد هر استارت آپی حتما در حوزه کامپیوتر و اینترنت باشد. دلیل اینکه اغلب استارتاپ ها در این حوزه شکل گرفته اند و موفق می شوند این دو نکته است:
  • با گسترش روزافزون فناوری های سخت افزار و نرم افزار،زیرساخت های لازم برای راه اندازی کسب و کار در این بخش، هزینه های فعالیت در این بخش نسبت به سایر صنایع کاهش یافته و در نتیجه با سرمایه کم می توان شروع به کار کرد.
  • ویژگی بالای این حوزه در تحقق مقیاس پذیری و تکرارپذیری به سبب مهیا کردن بسترهای مبتنی بر فناوری است که در آن بتوان تعداد کاربران،تعداد پردازنده ها، میزان حافظه دائمی و موفق و پهنای باند و … را افزایش داد.
  • خیلی وقت ها کسب و کارهای کوچک با استارتاپ اشتباه گرفته می شوند.

برای مثال یک پیتزا فروشی که سالهاست ساندویچ و پیتزا را به روش مشخص قبلی می فروشد و مشتریان و درآمدش درحال افزایش است استارت آپ نیست چرا که از ابتدا مدل کسب و کار بر اساس تجربیات و مدل های موجود قبلی انتخاب شده است اما یک تولید کننده مواد غذایی که غذای جدیدی را تولید می کند یا حتی غذای خود را در منطقه جغرافیایی جدید امتحان می کند استارتاپ است،

چون در مورد مدل کسب و کارش عدم قطعیت دارد و نمی داند آیا آن منطقه جغرافیایی جدید از همان غذای قبلی استقبال می کند یا باید در طعم غذا تغییراتی ایجاد کند؟ مردم منطقه جغرافیایی جدید چگونه غذا را مصرف می کنند و کلی پرسش و تحقیق دیگر.

برخی اصطلاحات رایج در استارتاپ:

  • بنیان گذار استارت آپ(Founder):

به شخصی که استارتاپ را راه اندازی می کند بنیان گذار یا فاندر گفته می شود.این افراد معمولا دوست ندارند برای دیگران کار کنند و علاقه زیادی به کارهای تیمی و مشارکتی دارند.

راه اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن به بنیانگذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد.اما اگر فعالیت های آنها موفقیت آمیز باشد نتیجه آن هم بسیار خوب خواهد بود.

  • شتابدهنده استارتاپ(Startup Accelerators )

شرکت هایی هستند که روی استارتاپ هایی با ایده های جالب و البته کاربردی سرمایه گذاری می کنند این شرکت ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می گیرند اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی ها همچنین آشنا کردن آنها با سرمایه گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می کنند.در واقع این شرکتها شانس موفقیت استارتاپ و پیدا کردن سرمایه بالقوه برای فعالیتهایشان را بالا می برند.

  • استارت آپ ویکند(Startup Weekend )

یک رویداد آموزشی- تجربی 54 ساعته است که معمولا در آخر هفته برگزار می شود و مباحثی همچون سرمایه گذاری،دیجیتال مارکتینگ،بازاریابی اینترنتی یا بازاریابی،جذب ترافیک برای سایت یا سئو و سایر مباحثی که برای کسب و کار لازم است در این رویداد مطرح می شود.

در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه مندان به استارتاپ،توسعه دهندگان ،برنامه نویسان،مدیران کسب و کارها،بازاریاب ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده ها در این رویداد مطرح می شوند و افراد تیم تشکیل می دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده خود را پیاده سازی کنند.

  • استارت آپ گرایند(Startup Grind)

یک برنامه جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می شود تا داستان موفقیت و چالش های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.افراد می توانند در این برنامه با پروژه های دیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.

  • فروش(Buyout)

یک استراتژی معمول برای خروج از استارتاپ است که طی آن سهام شرکت به فروش می رسد و به خریداران آن اجازه کنترل شرکت داده می شود.

  • سرمایه(Capital)

به دارایی های مالی گفته می شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می کنند و مقدار آن را افزایش می دهند تا به رشد استارت آپ کمک کنند.

  • بازده سرمایه گذاری یا بازگشت سرمایه(ROI)

همانطور که از نامش پیداست برگشت سرمایه را بررسی می کند.در واقع به پولی گفته می شود که به یک سرمایه گذار به عنوان درصدی از سرمایه گذاری اش در استارت آپ برگشت داده می شود.

اصطلاحات زیادی در کسب و کار استارتاپ وجود دارد که برخی از مهم ترین آنها را ذکر کردیم.

تب استارتاپ داشتن داغ است:

به دلیل مزایایی که در استارتاپ وجود داردافراد بسیاری دوست دارند استارتاپ داشته باشند اما واقعیت این است که صاحب استارتاپ شدن اصلا کار ساده ای نیست و از چندین استارتاپ در درازمدت فقط تعداد کمی باقی می مانند و بقیه شکست می خورند.هر ایده ای نمی تواند مسائل و کاستی های موجود را به شکل درستی حل کند یا پاسخ نیازهای موجود باشد.همیشه به صاحبان استارتاپ توصیه می شود با پایین ترین ریسک ممکن آن را راه اندازی کنند.

برای این کار نه نیاز به تاسیس شرکت است نه سرمایه گذار،بهترین راه این است که روی نسخه ساده ای از ایده خود کار کنید و روی مدل کسب و کار خود متمرکز شوید و اگر خدمات یا محصولاتی که عرضه می کنید بازخورد خوبی داشت ایده خود را توسعه دهید،نواقص را برطرف کنید و به مرور زمان اگر بازخوردها بیشتر شد و توانستید انتقاداتی هم دریافت کنید یعنی کسب و کار شما توانسته موفقیت های بزرگی را تجربه کند.

اینجا جایی است که باید به فکر شرکت و سرمایه گذار باشید. هیچ وقت از شتابدهنده ها غافل نشوید.

کارآفرینی ایرانی-کارآفرینان برتر-نقشه راه کارآفرینی

جمع بندی:

  • کارآفرینی عبارت است از فرایند ارزش آفرینی از طریق گردآوری مجموعه منحصربفردی از منابع به منظور بهره برداری از فرصت ها.
  • مرزشکن،فن آفرین،نوآور،ریسک پذیر،ارزش آفرین،جستجوگر فرصت یا پیشاهنگ واژه هایی هستند که می توانند کارآفرین را توصیف کنند.
  • کارآفرینان ریسک می کنند اما بسیار سنجیده و معقول و قبل از ریسک کردن،همه جوانب را می سنجند.
  • کارآفرینانی که هنگام شروع کسب و کار مستقل خود، شغل فعلی خود را حفظ می کنند33% کمتر از کسانی که بلافاصله بعد از تصمیم به کارآفرین شدن،شغل فعلی خود را رها می کنند دچار شکست می شوند.
  • اولین کشورهایی که در زمینه کارآفرینی کار کردند آلمان،انگلیس و آمریکا بودند و اولین کشوری که ترویج فرهنگ کارآفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد،ژاپن بود.
  • نمی توان به طور قطع گفت که همه کارآفرینان چه ویژگی هایی دارند و چه ویژگی هایی ندارند اما آنچه تجربه و نتایج تحقیقات بسیار در این زمینه نشان داده این است که برخی ویژگی ها بیشتر در کارآفرینان دیده شده پس می توان گفت در آنها عمومیت دارد از جمله آینده نگری و دوراندیشی،انعطاف پذیری،اهل کار و عمل بودن، اعتماد بنفس و خودباوری و واقع بینی.
  • از یک دیدگاه می توان مهارت های مورد نیازکارآفرینان را به چهاردسته تقسیم بندی کرد: 1- مهارت های فردی2- مهارت های میان فردی3- مهارت های تفکر انتقادی و خلاقانه4- مهارت های کاربردی
  • به طور کلی دو نوع کارآفرینی داریم : کارآفرینی فردی و مستقل و کارآفرینی سازمانی.
  • در تجارت و اقتصاد از نوآوری به عنوان کاتالیزور یا سازمان دهنده ای برای رشد یاد می شود. در زمینه سازمانی،نوآوری به مفهوم ایجاد تغییرات مثبت در زمینه بازدهی،بهره وری،کیفیت،قدرت رقابتی و سهم بازار است.
  • در کارآفرینی، فرصت به موقعیتهایی اطلاق می شود که اولا قابل کنترل توسط فرد باشد و ثانیا این موقعیت ها پی آمدهای مثبتی برای فرد به همراه داشته باشد.
  • برخی منابع بدست آوردن ایده های جدید برای کسب و کار جدید عبارتنداز:تحقیق و توسعه،نظرخواهی از افراد مطلع،مشتریان، شرکت های موفق،کانال های توزیع و… .
  • استارت آپ ها نوعی کسب و کار نوپا هستند اما هر کسب و کار نوپایی را نباید استارت آپ نامید.راه اندازی استارت آپ هم نوعی کارآفرینی است اما خروجی هر نوع کارآفرینی،استارت آپ نیست. علیرغم اینکه تعداد زیادی از استارت آپ ها از فناوری اطلاعات به طور جدی استفاده می کنند اما تمام استارت آپ ها در زمینه ITفعالیت ندارند و بعضی از آنها در حوزه های ژنتیک،نانوتک،بیوتک و … فعالیت دارند.
  • واقعیت این است که صاحب استارتاپ شدن اصلا کار ساده ای نیست و از چندین استارتاپ در درازمدت فقط تعداد کمی باقی می مانند و بقیه شکست می خورند.

در این مقاله مطالعه می‌کنید:

شرکت در دوره مبانی مالی کسب و کار در کارابیز

این مطلب برای شما مفید بود ؟

برای امتیاز دهی روی ستاره ها کلیک کنید!

میانگین امتیاز / 5. تعداد آرا :

اولین نفری باشید که امتیاز میدهید

خرید دوره مبانی مالی کسب و کار